برگردان به زبان ساده
شبی که بوی گلت از هوا سراغ کنم
روم به باغ و ده انگشت خود چراغ کنم
هوش مصنوعی: در شبی که عطر گل تو را استشمام میکنم، به سمت باغ میروم و با انگشتانم نور درست میکنم.
ز دانه های سپند انتقام خویش کشم
ستاره سوختگان را چو لاله داغ کنم
هوش مصنوعی: من از دانههای سپند انتقامم را میگیرم و مانند لاله، دل سوختگان را به درد میآورم.
ز شمع بزم تو تعلیم سوختن گیرم
چراغ میکده را رفته بی دماغ کنم
هوش مصنوعی: از روشنایی شمع بزم تو میآموزم چگونه بسوزم و چراغ میکده را بیهیچ چراغی خاموش میکنم.
کشم چو غنچه سر خود به جیب هستی خویش
چه لازم است که کسب هوای باغ کنم
هوش مصنوعی: وقتی همچون غنچه، سرم را به وجود خودم میکشم، چه نیازی است که بخواهم هوای باغ را به دست بیاورم؟
به بخت تیره خود افگنم نظر هر شام
ز روی خانه تماشای گشت زاغ کنم
هوش مصنوعی: هر شب به بخت بد و تیرهام نگاه میکنم و از پنجرهی خانه، به مشاهدهی زاغها میپردازم.
چو سیدا جز از خویشتن نمی یابم
مگر بودایی مجنون روم سراغ کنم
هوش مصنوعی: جز از خودم هیچ چیزی نمییابم، مگر اینکه دنبال مجنون روم بروم که بگوید کجا میتواند مرا راهنمایی کند.