برگردان به زبان ساده
تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام
خانه یی از سیم بهر خویش برپا کرده ام
هوش مصنوعی: من برای عشق آن معشوق زیبا به پناهگاهی در کوی او پناه بردهام و خانهای از نقره برای خود ساختهام.
از برای سیم دنیا پا در این ره مانده ام
شهر و صحرا از نسیم اشک دریا کرده ام
هوش مصنوعی: به خاطر جاذبههای دنیای مادی، در این مسیر ماندهام و از این راه به سفر کردهام، شهری و بیابانی را با اشکهای دریایی خود پر کردهام.
تا نریزد آبروی لنگر من بر زمین
از چپ و از راست آغوش نظر واکرده ام
هوش مصنوعی: تا وقتی که آبروی من آسیب نبیند، از هر طرف آماده استقبال و مشاهده هستم.
چون سپند روی آتش هست کارم جست و خیز
در عجایب منزلی امروز مأوا کرده ام
هوش مصنوعی: مثل برزخی که روی آتش نشسته، من بیقرار و پرجنب و جوش در شگفتیها به سر میبرم و امروز در مکانی خاص سکونت گزیدهام.
همچو تار سیم هر دم می خورم صد پیچ و تاب
سیدا تا دار دنیا را تماشا کرده ام
هوش مصنوعی: مانند تار سیم، هر لحظه با پیچ و تابهای زیادی مواجه میشوم، زیرا به خوبی دنیا را دیدهام و تجربه کردهام.