برگردان به زبان ساده
بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
آخر رسید چشم بدی در بهشت ما
هوش مصنوعی: دل ما که به شادمانی و خوشبختی عادت کرده بود، سرانجام متوجه شد که چشمی بدخواه به بهشت ما وجود دارد.
میر بساط دهر ز ما آنچه بود و برد
بر سینه سنگ بسته دل همچو خشت ما
هوش مصنوعی: زندگی و دنیا هر آنچه که برای ما بود را از ما گرفت و بر دل سخت و سنگی ما به اندازۀ یک خشت، فشار آورد.
از دور همتی بکن ای ابر نوبهار
نزدیک شد که دود برآید ز کشت ما
هوش مصنوعی: از دور نگاهی به خودت بینداز و تلاش کن ای ابر بهاری، چون زمان آن رسیده که بخواهید باران ببارید و زراعت ما را احیا کنید، چرا که دورانی از خشکی و دود در حال نزدیک شدن است.
در سینه پر آتش ما داغ شد کباب
محتاج روغنیست چراغ کنشت ما
هوش مصنوعی: دل ما پر از آتش عشق است و مانند کبابی است که برای بهتر شدن نیاز به روغن دارد. پس نورانی کردن و روشنی بخشیدن به دل ما لازم است.
پیوسته چشم ماست به دست تو چون نگین
دیوان صنع کرده چنین سرنوشت ما
هوش مصنوعی: چشم ما دائماً به دست تو دوخته شده است، مانند نگینی که در اثر هنر و خلاقیت ساخته شده، سرنوشت ما نیز به همین شکل رقم خورده است.
صاف است همچو آئینه دلهای اهل جاه
چون آب روشن است به تو خوب و زشت ما
هوش مصنوعی: دلهای کسانی که به مقام و ثروت اهمیت میدهند، به مانند آینهای صاف هستند. مانند آب زلال، به خوبی و بدی انسانها توجهی ندارند و همه چیز را بدون پنهانکاری میبینند.
روزی که حشر آئینه خود دهد جلا
روشن شود به خلق جهان خوب و زشت ما
هوش مصنوعی: روزی که حقایق آشکار شود و هر کسی چهره واقعی خود را مشاهده کند، در آن زمان، سرزمینی که در آن زندگی میکنیم، به خوبی و بدیها روشن خواهد شد.
ای سیدا به جبهه نداریم چین ز کس
پیشانی گشاده بود سرنوشت ما
هوش مصنوعی: ای بزرگواری، در جبهه هیچکس با پیشانی باز و گشادهای در مقابل ما نیست، گویی سرنوشت ما این چنین رقم زده شده است.