برگردان به زبان ساده
پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
مانند لاله سوخت دماغی که داشتم
هوش مصنوعی: دل من از غم و اندوه پژمرده شده و مانند لالهای که در آتش میسوزد، ناراحتی و درد عمیقی را تجربه میکند.
کندم به ناخن از جگر خویش داغ را
کردم برون ز خانه چراغی که داشتم
هوش مصنوعی: با ناخن از جگر خود داغی را کندم و آن را بیرون آوردم، مانند چراغی که در خانه داشتم.
سر رشته امید ز دستم گسسته شد
گردید سوده پای سراغی که داشتم
هوش مصنوعی: امید من از دست رفت و دیگر نتوانستم به دنبال آن چیزی که داشتم بروم.
از دست برد لشکر خط رنگ او شکست
شد پایمال حادثه باغی که داشتم
هوش مصنوعی: ناگهان به خاطر خط قرمز او، تمام امیدهایم به باد رفت و رویدادهای ناگوار باعث شد که باغی که داشتم، زیر پا برود.
از باده وصال دلم سیدا گرفت
انداختم ز دست ایاغی که داشتم
هوش مصنوعی: از شراب نزدیکی و وصال، دل من شاد و پرخوش شد. بنابراین، آنچه را که در دست داشتم، یعنی چیزی که مرا به خود مشغول کرده بود، رها کردم.