برگردان به زبان ساده
بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام
سنگ می بارد از دیوار و در بر خانه ام
هوش مصنوعی: امشب بدون تو بوی خشونت و درد از خانهام به مشام میرسد، گویی سنگها از دیوارها و درهای خانهام سقوط میکنند.
از درون شیشه من تا سحر می رفت خون
بی لبت می ریخت می از جبهه پیمانه ام
هوش مصنوعی: از داخل شیشه من تا صبح، خون بدون لب تو بر زمین میریزد و مینوشد از پیمانهای که در دست دارم.
در چراغ خانه ام می کرد روغن کار آب
باد صرصر بود لرزان از پر پروانه ام
هوش مصنوعی: در چراغ خانهام، روغن را به کار میبردند و باد سردی به نام صرصر باعث میشد که نور چراغ به شدت بلرزد، انگار که پروانهای در حال پرواز باشد و بر اثر لرزش نور تحت تأثیر قرار گیرد.
آتشی در خرمن بنیاد من افتاده بود
برق همچون خوشه چین می گشت گرد دانه ام
هوش مصنوعی: آتش در خرمن زندگیام شعلهور شده بود و برق مانند خوشهچین، دور دانهام میچرخید.
پیکرم چون موی آتشدیده پیچ و تاب داشت
زلف بی تابی جدا می کرد دست از شانه ام
هوش مصنوعی: بدن من چون موی سوخته دارای پیچ و خم بود و زلف بیتابی که از شانهام جدا میشد.
شمع از بی طاقتی می جست از جا چون سپند
آب می گردید و می شد کوه اگر همخانه ام
هوش مصنوعی: شمع به خاطر ناتوانی و بیپناهیاش از جا میپرید و مانند آتش به سوختن در میآمد. اگر همدم من بود، مانند کوهی محکم و استوار میشد.
سیدا از خانه ام تا آن پری رو رفته است
بعد از این در کوچه و بازارها دیوانه ام
هوش مصنوعی: عزیزم از خانهام رفته است و حالا در کوچهها و بازارها مثل یک دیوانه سرگردان هستم.