برگردان به زبان ساده
موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم
چون خط پشت لب از گرد دهانت گردم
هوش مصنوعی: من به جادوی کلام تو تبدیل میشوم و مانند نشانهای از خطی که بر لبان تو نشسته، در فضای کلمات تو محو میشوم.
از خجالت نتوانم به تو نزدیک شدن
چون تهیدست بر اطراف دکانت گردم
هوش مصنوعی: از خجالت نمیتوانم به تو نزدیک شوم، چون مثل کسی هستم که بیپول در کنار دکان تو ایستاده باشد.
گر نشینی به چنین پای تو را بوسه زنم
در خرامی ز سر سرو روانت گردم
هوش مصنوعی: اگر تو در این حال بنشینی، من پای تو را بوسه میزنم و در حالی که مانند درخت سرو زیبا و راستقامتی هستی، به دور تو میچرخم و به تماشای تو میپردازم.
به سر خود دهن تلخ مرا شیرین کن
تا به کی از سر انگور کشانت کردم
هوش مصنوعی: به من محبت کن و تلخی زندگیام را به شیرینی تبدیل کن، تا چه زمانی باید به یاد گذشته و مشکلات بیفتم؟
بر کمر تیغ پی کشتنم آویخته یی
پا ز سر کرده ز شمشیر میانت گردم
هوش مصنوعی: بر کمرم تیغی هست که به خاطر کشتنم به آن آویخته شده، و من به خاطر شمشیری که در میانت قرار دارد، از سر خود پا گردیدهام.
گوشه ابرو و مژگان تو را بنده شوم
جان سپر ساخته از تیر و کمانت گردم
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهای تو، جانم را فدای عشق تو میکنم و برای تو مانند سپری در برابر تیر و کمانت قرار میگیرم.
سیدا را جگر ریش به ناصور رساند
از خط پشت لب مشک فشانت گردم
هوش مصنوعی: سیدا با دلی پر از درد و غم به جایی رسید که احساس رسیدن به محبوبش را دارد. از وجود مشک، بویی دلانگیز به مشامش میرسد و به نوعی عشق و احساساتش را پرورش میدهد.