برگردان به زبان ساده
اگر بردارد از رخ پرده خورشید جهانتابش
شود سنگ فلاخن کهکشان را چرخ مهتابش
هوش مصنوعی: اگر پردهای که روی چهره خورشید افتاده برداشته شود، نوری که از آن ساطع میشود، سنگی که در چرخش ماه است را هم روشن خواهد کرد.
ز فعل خویش ظالم وقت بیماری کند توبه
به هوش باز آید و دیوانه را افسون کند خوابش
هوش مصنوعی: انسان در زمان بیماری از کارهای نادرست خود عذرخواهی میکند و وقتی به هوش میآید، درک درستی از وضعیتش پیدا میکند. اما در عین حال، چون دیوانه است، به راحتی فریب میخورد و در خواب غفلت فرو میرود.
صدف را به که بگشاید دکان در عالم دیگر
در این بازار ارزانست گوهرهای نایابش
هوش مصنوعی: صدف برای چه کسی دکانش را باز کند؟ در این دنیا، در این بازار، گوهرهای نایابش ارزان است.
ز دوران زمین و قصه قارون چه می پرسی
محیط است این و افتادست کشتی ها به گردابش
هوش مصنوعی: چه نیازی به پرسش داری درباره زمان و داستان قارون؟ این مکان، محیطی است که کشتیها در گرداب آن گرفتار شدهاند.
نشد از ناخدا بر ساغرم کیفیتی حاصل
حبابم کرده ام بسیار سیر عالم آبش
هوش مصنوعی: ناخدای کشتی به من هیچ کیفیت خاصی نداده است، اما من با حبابی که در ساغرم دارم، تجربههای زیادی از جهان و زندگی را درک کردهام.
ز بی آرامی خورشید گردون شکوه ها دارد
دل این شیشه را در اضطراب افگنده سیمابش
هوش مصنوعی: به خاطر بیثباتی و ناآرامی خورشید در آسمان، دل این شیشه که شبیه به نقره است، دچار اضطراب و تنش شده است.
کف دست کریمان سحر گوهر گفته اند اما
نمی گردد گلوی تشنه سیراب از آتش
هوش مصنوعی: در دست افراد بزرگ و با کرامت، کلمات باارزشی وجود دارد، اما کسی نمیتواند از گرما و آتش، تشنگی خود را برطرف کند.
نصیحت کارگر هرگز نیاید نفس غافل را
نسازد هیچ کس بدمست را بیدار از خوابش
هوش مصنوعی: نصیحت هرگز بر انسان غافل تأثیر نمیگذارد و هیچ کس نمیتواند فرد مست را از خواب بیدار کند.
نآساید بر آسایش فرزند خود مادر
شبان می پرورد این بره را از بهر قصابش
هوش مصنوعی: مادر برای راحتی فرزندش شبانهروز تلاش میکند و این بره را پرورش میدهد تا در نهایت به دست قصاب برسد.
به بزم اهل وحدت ره نباشد خودپرستان را
برو ای زاهد از خلوتم کج نیست محرابش
هوش مصنوعی: در جمع افرادی که به یکپارچگی و وحدت میاندیشند، جایی برای افرادی که فقط به خود اهمیت میدهند وجود ندارد. ای زاهد، از تنهایی من خارج شو؛ در این مکان جای تو نیست.
ز دست نفس گردنکش دلم شد مایل کعبه
نباید بود در شهری که ظالم باشد اربابش
هوش مصنوعی: به خاطر تسلط و فشار نفس سرکش، دلم به سمت کعبه مایل شده است. اما در شهری که ظلم و ستم بر آن حاکم باشد، نباید به آنجا گرایش داشته باشم.
مجو ای سیدا آسودگی از گلشن عالم
که دایم بوی خون می آید از دنیا و اسبابش
هوش مصنوعی: ای آقا، انتظار نداشته باش که در این دنیای پر آشوب به آرامش و راحتی برسی، زیرا همواره در این دنیا بویی از خون و درگیری به مشام میرسد.