برگردان به زبان ساده
صد بیابان طی شد و از کاروان دورم هنوز
کشتی توفانی دریای پرشورم هنوز
هوش مصنوعی: تا به حال مسافت زیادی را طی کردهام، اما هنوز از گروه و کاروان خود فاصله دارم و هنوز در دریایی پر از طوفان و هیجان غرق هستم.
بزم آخر گشت و دوران باده چندانی ندارد
شد تهی میخانه افلاک و مخمورم هنوز
هوش مصنوعی: مجلس آخر برگزار شد و دیگر نمیتوان بادهای زیاد نوشید. حالا که آسمان هم خالی از می است، من هنوز تحت تأثیر آن قرار دارم.
پرتو خورشیدم و دارم هوای کوی دوست
عالم از من روشن است و طالب نورم هنوز
هوش مصنوعی: من نوری از خورشید هستم و دلتنگ دیدار دوستام. جهان را با روشنی وجودم روشن کردهام، اما هنوز هم به دنبال نور و روشنی بیشتر هستم.
از توکل روزیم هر روز می گردد زیاد
خوشه چین خرمن ایام چون مورم هنوز
هوش مصنوعی: با تکیه بر توکل به امید خدا، هر روز بر روزیام افزوده میشود و مانند موری که از خرمن گندم خوشه میچیند، از برکت ایام بهرهمند میشوم.
گنج در ویرانه بانگ خیر مقدم می زند
منزل من خانه جغد است معمورم هنوز
هوش مصنوعی: در خرابهای که گنج hidden وجود دارد، به من خوشآمد میگوید. خانه من همان جایی است که جغدها در آن سکونت دارند، اما من هنوز در آنجا زندگی میکنم.
آمدی و خون عرق کردم ز بالینم مرو
بر سر من ساعتی بنشین که رنجورم هنوز
هوش مصنوعی: تو آمدی و من از شدت احساس و دلتنگی به شدت تحت فشار قرار گرفتم. اکنون که اینجا هستی، خواهش میکنم مدتی در کنار من بمان و مرا تنها نگذار، چون هنوز دردمند و رنجور هستم.
ناوکت را می کشم خواهی نخواهی برکنار
چون کمان در خانه بازو بود زورم هنوز
هوش مصنوعی: من ناو تو را به سمت کناری میرانم، خواهی یا نخواهی، همچنان که کمان در خانهی بازو قرار دارد و قدرت من هنوز برقرار است.
مدتی شد ساغرم را کرده دوران سرنگون
در شکست کاسه چینی و فغفورم هنوز
هوش مصنوعی: مدتی میشود که لیوانم رفتهرفته پر از شراب میشود، در حالی که کاسه چینی شکست و ناتوانیام هنوز پابرجاست.
سیدا یا آنکه دوران تلخ کامم کرده است
می خلد چون نیش بر تن نوش زنبورم هنوز
هوش مصنوعی: ای سید، تو که زندگیام را با تلخیها پر کردهای، هنوز هم مانند نیش زنبور بر جانم اثر میگذاری و طعم شیرینی را با وجود تلخیها از من میگیری.