برگردان به زبان ساده
شنیدم زین دیار آن گل بسر عزم سفر دارد
مرا همچون نسیم ناامیدی در بدر دارد
هوش مصنوعی: گفته میشود که از این سرزمین، آن گل درخشان قصد سفر دارد و من را مانند نسیم ناامید، به سردرگمی میکشاند.
نمی دانم که بی او حال زار من چه خواهد شد
فلک در کار من امروز آهنگ دگر دارد
هوش مصنوعی: نمیدانم بدون او حال و روزم چه خواهد شد، اما به نظر میرسد که تقدیر امروز مسیر دیگری را پیشرویم گذاشته است.
وداعش می کنم شاید سرم در پیش زین بندد
مرصع خنجری بر دست تیغی بر کمر دارد
هوش مصنوعی: میخواهم از او خداحافظی کنم، شاید سرم را با زین زیبایی تزئین کند. او خنجری زیبا در دست و تیغی بر کمر دارد.
به دوش کاروان ناله بستم رخت هستی را
ز دنبالش رود هر کس که داغی بر جگر دارد
هوش مصنوعی: به دوش کاروان بار نالهام را گذاشتم. از پشت سر، رود زندگی میآید. هر کسی که داغی بر دل دارد، به دنبالم میآید.
بده تعلیم خاکسترنشینی با من ای آتش
که آن طوطی سخن سودای هندوستان بسر دارد
هوش مصنوعی: به من آموزش بده که چگونه در کنار خاکستر زندگی کنم، ای آتش، چرا که آن پرنده زیبا در آرزوی هندوستان صحبت میکند.
مگر بلبل به گلشن خیربادش کرده می آید
که گل با خون دل رو شسته شبنم چشم تر دارد
هوش مصنوعی: بلبل تنها زمانی به گلستان میآید که گل، با درد و رنج خود، اشکهایش را به عنوان شبنم بر روی خود بکشد.
دل از خود رفته و می جوید از مردم سراغش را
خبر می پرسد از دلدار و از خود کی خبر دارد
هوش مصنوعی: دل از خود بیخبر است و به دنبال عشق میگردد. از دیگران دربارهی محبوبش سوال میکند، اما خود او هیچ خبری از حال و روز خودش ندارد.
روم ای سیدا مانند نقش پا ز دنبالش
مرا چون سرمه شاید چشم او از خاک بردارد
هوش مصنوعی: من به دنبالت میروم، مانند رد پا که از خود به جا میگذارد. شاید چشم او که از خاک برمیخیزد، مثل سرمه بر چشمانش باشد.