برگردان به زبان ساده
قامتش چون از بهار جلوه رعنا می شود
چون گل خمیازه آغوش نظر وا می شود
هوش مصنوعی: قد و قامت او همچون بهار زیبا و دلربا است و وقتی به او نگاه میکنی، دل انسان مانند گلی که خمیازه میکشد، باز و گشوده میشود.
گر نسازد زلف آهم را جنون مشاطه گی
در گلوی من نفس زنجیر سودا می شود
هوش مصنوعی: اگر زلفهای آهم به جنون مشاطه نمیرسید، در گلوی من نفس زنجیر عشق میشد.
از کلاهم گل کند برگ خزان و نوبهار
بر سرم دست مروت شاخ رعنا می شود
هوش مصنوعی: از کلاهم گل میروید و درختان با محبت و زیبایی بر سرم سایه میافکنند.
شیر می آید برون از کوه بهر کوهکن
روزیی صاحب هنر از سنگ پیدا می شود
هوش مصنوعی: شیر از کوه بیرون میآید تا کارگر ماهر را امتحان کند، و به همین ترتیب، از دل سنگ، انسانهای با استعداد و هنرمند پیدا میشوند.
می تپد دل در برم چندان که از خود می روم
استخوانهای تن من موج دریا می شود
هوش مصنوعی: دل من به شدت و با هیجان به تپش درآمده است، به طوری که انگار از خودم جدا میشوم و استخوانهایم مانند امواج دریا به حرکت درمیآیند.
آدمی را مرگ همعصران کند دانای وقت
سرو هنگام خزان در باغ یکتا می شود
هوش مصنوعی: انسان هنگام مرگ همدورههایش را در مییابد، مانند دانایی که در فصل خزان در باغی به تنهایی قرار میگیرد.
در ملامت ماند شیرین از هلاک کوهکن
عاشق از خود چون رود معشوق رسوا می شود
هوش مصنوعی: شیرین که در سختی و سرزنشها قرار دارد، از هلاکت و نابودی در امان نمیماند. عاشق، که مانند کوه کن است، از خود گذشته و در برابر معشوق همچون رود، رسوا و هویدا میشود.
سیدا آن لاله رو هر جا که منزل می کند
داغ خون آلود من چشم تماشا می شود
هوش مصنوعی: هر جا که آن لالهرو (دختر زیبا) اقامت کند، نشانی از داغ دل من که پر از خون است، نمایان میشود.