برگردان به زبان ساده
غنچهام خوبان غم خود دلنشینم کردهاند
صندل درد سر از چین جبینم کردهاند
هوش مصنوعی: من به مانند غنچهای هستم که زیباییها و خوبان، غم خود را بر دل من نشستهاند و عطر تلخ درد به جانم آوردهاند و این درد، نشانهای از غم را بر پیشانیام نشسته است.
نام من پروانهها در انجمنها بردهاند
شمعها روشن ز آه آتشینم کردهاند
هوش مصنوعی: نام من در جمع پروانهها مشهور است و شمعها به خاطر ناراحتی عمیق من روشن شدهاند.
در دل من آه آتشبار را نبود اثر
برق را پامال دست خوشهچینم کردهاند
هوش مصنوعی: در دل من نشانهای از درد و آتش وجود ندارد، تنها نشانههایی از برق و زیبایی به خاطر محبت دیگران مانده است.
گرچه عریانم گریبان کسی نگرفتهام
دست را کوتاهتر از آستینم کردهاند
هوش مصنوعی: اگرچه برهنهام و هیچکس را به کمک نخواستهام، اما دیگران دستم را کوتاهتر از آستینم کردهاند و نمیتوانم کاری بکنم.
نامدارم لیک عمر من به تلخی بگذرد
ز هر جای موم در زیر نگینم کردهاند
هوش مصنوعی: من مشهور هستم، اما عمرم به سختی و تلخی سپری میشود، چرا که در هر گوشهای مانند مومی نرم و قابل شکلگیری در زیر نگین خود مورد استفاده قرار گرفتهام.
سیدا خوبان گره از کار من نکشودهاند
گرچه چون بند قبا پهلونشینم کردهاند
هوش مصنوعی: سادات خوبان هنوز نتوانستهاند مشکلم را حل کنند، هرچند که مانند بند قبا، مرا به خودشان وابسته کردهاند.