برگردان به زبان ساده
ز جا چون سرو اگر از غیرت شمشاد برخیزد
به تعظیمش ز من چون گردباد آزاد برخیزد
هوش مصنوعی: اگر سرو از جای خود به خاطر غیرت و احترام بلند شود، من نیز مانند گردبادی آزاد و بیقید و شرط برخیزم.
لب دامان او گر یک نفس از دست بگذارم
چو نی از بند هر انگشت من فریاد برخیزد
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه از دامان او دست بردارم، مانند نی که از هر انگشتش صدایی بلند میشود، من هم از درد و فراق فریاد خواهم زد.
به ناخن از غم او گر خراشم سینه خود را
ز کوه بیستون آوازه فرهاد برخیزد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غم او با ناخن بر سینهام خراش بیندازم، صدای فرهاد از کوه بیستون بلند خواهد شد.
به قتل عاشقان مژگان او روزی که بنشیند
فغان الامان از خنجر جلاد برخیزد
هوش مصنوعی: هنگامی که چشمانش با ناز و غم از عشق سایرین مینشینند، فریاد نجاتخواهی از سوی عاشقان بلند میشود و در دل ظلم و ستمی که بر آنها روا داشته میشود، احساس خطر کرده و به پا میخیزند.
ز بیم سوختن با تیره بختان نیست بی تابی
سپند از جای هر دم بهر استمداد برخیزد
هوش مصنوعی: از ترس سوختن و به خاطر بدبختیها، سپند (نوعی گیاه خوشبو) از جای خود برمیخیزد تا هر لحظه کمک بخواهد.
اگر اهل کرم از خانه بگذارند پا بیرون
ز هر نقش قدم دستی پی ایجاد برخیزد
هوش مصنوعی: اگر افرادی بخشنده و نیکوکار از خانه خارج شوند، هر قدمی که برمیدارند به گونهای موجب ایجاد و ایجاد تحول خواهد شد.
بود پیوسته دامی پهن زیر سفره زاهد
مبادا بانگ جود از خانه صیاد برخیزد
هوش مصنوعی: همواره زیر سفره زاهد دام گستردهای وجود دارد تا صیاد نتواند صدای generosity یا بخشش را از خانهاش به گوش بزند.
در این ایام اگر در خانه یی بینند مهمانی
چو عید از شهر آواز مبارکباد برخیزد
هوش مصنوعی: در این روزها اگر مهمانی به خانهای بیاید، شبیه به جشن عید، صدای خوشآمدگویی از شهر بلند خواهد شد.
دهند اهل ستم ای سیدا با یکدگر یاری
کمان افتد ز پا تیر از پی امداد برخیزد
هوش مصنوعی: ستمکاران به یکدیگر کمک میکنند، ای سرور! هنگامی که تیغ از پا میافتد، تیر بهدنبال یاری برمیخیزد.