برگردان به زبان ساده
رنگینی رخ تو به رعنا نداده اند
داغ مرا به لاله صحرا نداده اند
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت چهره تو را به کسی دیگر ندادهاند و درد و غم من را هم به گلهای دشت واگذار نکردهاند.
شبنم ز باغ کام دل خود گرفت و رفت
ما را چه شد که راه تماشا نداده اند
هوش مصنوعی: شبنم از باغ، خواستههای دلش را برداشته و رفته است، اما ما چه کردهایم که اجازه تماشا و دیدن زیباییها را به ما ندادهاند؟
خون خورده تیغ تا شده پهلونشین تو
در یتیم مفت به دریا نداده اند
هوش مصنوعی: در این بیت گفته میشود که کسی که از زخمهای عمیق و دردهای زیاد رنج کشیده، به خاطر وفاداری و شجاعتش هرگز به راحتی تسلیم نمیشود و حتی در سختیها، به دیگران کمک میکند. او نه تنها از مشکلات خود کمتری نمیبیند، بلکه به دیگران نیز یاری میرساند و در عین حال به شدت به اصول و ارزشهای خود پایبند است.
چشمت به یک کرشمه جهان را خراب کرد
این شیوه را به نرگس شهلا نداده اند
هوش مصنوعی: نگاه پر از جذبهات به یک اشاره، دنیا را ویران کرده است. این نوع جاذبه را هیچکس به نرگس زیبا نیاموخته است.
آن یوسفی که قافله هایند بنده اش
او را عزیز من به زلیخا نداده اند
هوش مصنوعی: آن جوان زیبایی که کاروانها به دنبال او هستند، من دلم میخواست او را به زلیخا نداده باشند و در دل خودم او را عزیز بخوانم.
مردم چه شد که از نظر پاک غافلند
این سرمه را به دیده خود جا نداده اند
هوش مصنوعی: مردم چه شده است که از نگاه خالص و بیآلایش غافلند و این تجرِبۀ ناب را در چشم خود قرار ندادهاند؟
عمریست کرده است قناعت به بی بری
با سرو مفت قامت رعنا نداده اند
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی است که زندگی را با کم و کاستی سپری کرده و به بینیازی عادت کردهام، اما هنوز هم به خاطر قد و قامتی زیبا و جاودانه، به من چیز بیشتری ندادهاند.
بر توتیای من نظری کس نمی کند
در روزگار دیده بینا نداده اند
هوش مصنوعی: هیچکس به من توجهی نمیکند و در این زمان، نگاه بینا و درک درست به من ندادهاند.
چون غنچه بسته ایم زبان خود از سئوال
آزاده ایم و خواهش دنیا نداده اند
هوش مصنوعی: ما مثل غنچهای هستیم که بستهایم و از پرسشها آزادیم. به ما اجازه ندادهاند که خواستههای دنیوی خود را بیان کنیم.
آگاه نیست از دل پر خون من کسی
پیمانه مرا دهن وا نداده اند
هوش مصنوعی: هیچکس از درد عمیق و احساسات درون من باخبر نیست؛ هیچکس به من این فرصت را نداده که دربارهی این سنگینیها صحبت کنم.
این منعمان که سفره خود پهن کرده اند
امروز توشه یی بر فردا نداده اند
هوش مصنوعی: افرادی که امروز سفره خود را گسترده اند، برای فردا هیچ چیز ذخیره نکرده اند.
هر کس به خوان اهل کرم رفت دست خشک
بر آستان خانه خود جا نداده اند
هوش مصنوعی: هر کسی که به مهمانی اهل خیر و بخشش برود، دست خالی از آستان خانه خود برنگردانده است.
گردند خلق در پی روزی چو آسیا
ای سیدا ز سنگ مرا پا نداده اند
هوش مصنوعی: مردم مانند آسیاب در جستجوی روزی و روزی خود هستند، ای سیدا، اما من از سنگ پا پیدا نکردهام.