برگردان به زبان ساده
کارم ز درد عشق به مردن رسیده است
چاکم ز سینه تا لب دامن رسیده است
هوش مصنوعی: عشق مرا به جایی رسانده که در حال احتضار هستم و دردهایم به اندازهای شدید شده که از سینهام تا لبه دامنم کشیده شده است.
ای باد صبحدم قدمی پیشتر گذار
امروز غنچه ام به شکفتن رسیده است
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، لطفاً کمی جلوتر برو، چون امروز گل من آماده شکفتن است.
بر کوه اگر نهم کمر کوه بشکند
دردی که از جفای تو بر من رسیده است
هوش مصنوعی: اگر کمر کوه را بر روی آن بگذارم، شکسته میشود؛ درد و رنجی که از بیوفایی تو بر من آمده، بسیار بیشتر از اینهاست.
ناقوس را گره شده فریاد در گلو
تا ناله ام به گوش برهمن رسیده است
هوش مصنوعی: زنگ کلیسا به صدا درآمده و من از شدت ناراحتی در خودم غوطهور هستم. صدای من به جایی رسیده که امید دارم برهمن، که نماد خرد و آگاهی است، آن را بشنود.
لطفی نمی کند به من آن شوخ سیدا
کارم ازین دیار به رفتن رسیده است
هوش مصنوعی: آن دختر خوشفکر و بازیگوش به من لطفی نمیکند و حالا کارم از این دیار به رفتن افتاده است.