برگردان به زبان ساده
ای خدا از خود دو چشمم کور کن
وز جمالت دیدهام پرنور کن
هوش مصنوعی: ای خدا، چشمانم را از دنیای مادّی نابینا کن و با نگاهی به جمال تو، دل و چشمم را پر از نور محبت و زیباییات گردان.
دارم از خود صد شکایت ای خدا
با که گویم جز تو عیب خویش را
هوش مصنوعی: دارم از خودم خیلی ناراحتی و ای خدا، با که بگویم جز تو عیبهایم را؟
ای خدا دارم دلی از دست خویش
شرحه شرحه پاره پاره ریش ریش
هوش مصنوعی: ای خدا، دلم به شدت در حال آشفتگی و آسیب دیدگی است.
ای خدا آمد به ما از راستان
این حدیث و نیست الّا راست آن
هوش مصنوعی: ای خدا، این خبر از راستگویی به ما رسیده است و غیر از حقیقت هیچ چیز دیگری وجود ندارد.
کاینچنین گفت آن امام هفتمین
کش روان بادا به صد رحمت قرین
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف وضعیتی میپردازد که شخصی بزرگ و محترم، به نام امام هفتم، سخنانی را بیان کرده است. او به نوعی دعا و خوشی را برای دیگران ابراز میکند و از رحمتهای الهی سخن میگوید. به طور کلی، میتوان گفت که این بیان اشارهای به محبت و نعمتهای الهی دارد.
کای تو اندر این سرای تنگنای
صد هزارانت بلا اندر قفای
هوش مصنوعی: ای تو در این خانه تنگ، گرفتار بیشمار مشکل و ناگواری هستی.
چونکه افتی از بلایی در مضیق
کش نبینی مر خلاصی را رفیق
هوش مصنوعی: زمانی که در گرفتاری و مشکل قرار میگیری، نمیتوانی راه نجاتی را پیدا کنی.
رو کریمی از کریمان را بجوی
حال خود را سر به سر با او بگوی
هوش مصنوعی: به یک فرد بزرگوار و نیک رفتار روی آور و از او حال و وضعیت خود را بیان کن و با او به گفتگو بپرداز.
ای خدا ای بحر احسان و کرم
از کرمهایت جهانی غرق یم
هوش مصنوعی: ای خدا، تو به مثابه دریایی از لطف و خوبی هستی، و تمام جهان در مهربانیها و نعمتهایت غرق شده است.
هر کریمی جرعه نوش جام توست
ریزه خوار سفرهٔ انعام توست
هوش مصنوعی: هر کسی که به نوعی به لطف و کرم تو دست یابد، همچون کسی است که از جامی مینوشد و به نوعی از نعمتها و بخششهای تو بهرهمند میشود.
هر کریم از تو کرم آموخته
مایهٔ احسان ز تو اندوخته
هوش مصنوعی: هر کسی که خوبی و بخشش را میشناسد، آن را از تو یاد گرفته و نیکیهایی که دارد، از تو الهام گرفته است.
سالها شد ای خداوند کریم
مر کرمهای تو را هستم عزیم
هوش مصنوعی: سالهاست که ای خداوند بخشنده، من زیر سایه کرمها و نعمتهای تو هستم.
گرد بام خانهات پر میزنم
خانهات را حلقه بر در میزنم
هوش مصنوعی: به دور بام خانهات پرواز میکنم و به در خانهات میکوبم.
شیئی لله گویم اندر درگهت
خوانم اندر گاه و اندر بیگهت
هوش مصنوعی: من در محضر تو، ای خدایی، چیزی میگویم و در وقت نیازم، تو را میخوانم، چه در روز، چه در شب.
چون گدایی بر دری فریاد کرد
کدخدایش از لب نان شاد کرد
هوش مصنوعی: وقتی گدایی در کنار در дверь صدا زد، کدخدا با نان خوشحال شد.
ای خدا در درگهت من آن گدا
خانه را هم تو خدا هم ناخدا
هوش مصنوعی: ای خدا، در درگاه تو من مانند یک گدا هستم و تو همانند ناخدای منی.
گر سگی آرد به دیواری پناه
جا دهد او را به خود بی اشتباه
هوش مصنوعی: اگر کسی به دیواری پناه آورد، آن دیوار بیهیچ شکی او را در آغوش میگیرد و جا میدهد.
در وی از بادش نگهبانی کند
در اسد خورشید گردانی کند
هوش مصنوعی: او از وزش باد محافظت میکند و مانند خورشید، چهرهای قوی و پرنفوذ دارد.
ای خدا ای بی پناهان را پناه
مجرمان را عین عفوت عذرخواه
هوش مصنوعی: ای خدا، تو پناه بیپناهان و عذر خواهی برای مجرمان هستی؛ از رحمت تو که تجلی بخش بخشش و عفو است، مدد بخواهیم.
چون سگی خود را فکندهستم به خاک
یا الهی یا الهی فی فناک
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که این فرد، همچون سگی که در تنگنا قرار گرفته، خود را به خاک میافکند و ناله میکند: ای خدای من، ای خدای من، در پناه تو به سر میبرم.
روز و شب چون سگ پی یک لقمه نان
دم همی مالم به خاک آستان
هوش مصنوعی: روز و شب مانند یک سگ در جستجوی لقمه نانی هستم و در این راه، ناتوان و خسته به خاک آستان میافتم.
ای دو عالم غرق احسان شما
لقمهٔ نانی به این سگ کن عطا
هوش مصنوعی: ای دو عالم، لطف و احسان شما بسیار است؛ لطفاً یک لقمه نان به این سگ بدهید.
نان من دانی چه باشد قوت جان
جان ازو یابد حیوة جاودان
هوش مصنوعی: غذای من چیست که قوت جانم است و از آن زندگی ابدی میگیرم.
وانچه باشد یک نظر از لطف خاص
کز غم خود سازدم یکسر خلاص
هوش مصنوعی: هر چه باشد، تنها یک نگاه از محبت ویژهات، میتواند من را از تمام غمهایم نجات دهد.
بندهای روزی ز مولا گر گریخت
رشتهٔ مهر و محبت را گسیخت
هوش مصنوعی: اگر بندهای از پروردگارش فرار کند، ارتباط عشق و محبت میان آنها قطع میشود.
چونکه باز آید کند بازش قبول
بگذرد از ظلم و جهل آن جهول
هوش مصنوعی: وقتی کسی به حقیقت برگردد، باز هم پذیرای او میشوند و از ظلم و نادانی او چشمپوشی میشود.
این منم آن بندهٔ بگریخته
آبروی خود به خاک آمیخته
هوش مصنوعی: این من هستم، آن بندهای که آبرویم به خاطر خطاهایم به خاک آغشته شده است.
سوی درگاهت کنون باز آمده
چنگ خود بر دامن عفوت زده
هوش مصنوعی: به درگاه تو برگشتهام و ساز خود را بر دامن پاکیت میزنم.
آمدم اینک به درگاه تو باز
حکم باشد مر تو را ای بی نیاز
هوش مصنوعی: من به درگاه تو آمدم و درخواست میکنم که به من جواب دهی، ای بینیاز.
مجرمی چون شد پشیمان از گناه
باز آید سر به زیر و عذرخواه
هوش مصنوعی: مجرمی که از کار اشتباه خود پشیمان شده، با حالت سر پایین و توبهکارانه پیش میآید و از کار خود عذرخواهی میکند.
خواجه عذر او پذیرد از کرم
هم ببخشاید گناهش بیش و کم
هوش مصنوعی: آقای محترم به خاطر لطف و مهربانیاش گناه او را میپذیرد و همچنین با بزرگواریش او را مورد بخشش قرار میدهد.
ای خدا آن مجرم نادم منم
کز ندامت دست بر سر میزنم
هوش مصنوعی: ای خدا، من همان گناهکاری هستم که به خاطر گناهانم توبه کرده و بر سر خود میزنم.
دست بر سر سر به پیش و عذرخواه
آمدم بازت به درگه ای اله
هوش مصنوعی: دست بر سر گذاشته و سر را به پایین انداخته، با عذرخواهی به درگاه تو بازگشتهام، ای خدا.
گر ببخشی هم کریمی هم جواد
ور بسوزی شاه با عدلی و داد
هوش مصنوعی: اگر ببخشی، برترینی و بزرگوار; و اگر عذاب کنی، با عدالت و انصاف حکمرانی میکنی.
کافری گر شد کریمی را دخیل
آن کریمش میشود یار و کفیل
هوش مصنوعی: اگر فردی کافر به دامن یک کریم (بخشنده و نیکوکار) پناه ببرد، به دلیل کرامت و بزرگی آن کریم، او از جانب آن کریم مورد حمایت و پشتیبانی قرار خواهد گرفت.
ای خدا دانی که کافر نیستم
بلکه در توحید خود فانیستم
هوش مصنوعی: ای خدا، میدانی که من کافر نیستم، بلکه تمام وجودم را در یکتایی تو گم کردهام.
مر تو را هستم دخیل ای ذوالکرم
آمدم تا درگهت با صد ندم
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، من به تو وابستهام و آمدهام تا درگاهت با تمام وجود و صدای بلند درخواست خود را بیان کنم.
یک نظر کن از عنایت سوی من
فارغم گردان ز قید خویشتن
هوش مصنوعی: لطفاً یک بار به من توجه کن و با لطف خود، مرا از بند خودم آزاد کن.
زین رفیقان تنگ شد یا رب دلم
کن تهی ز ایشان خدایا محفلم
هوش مصنوعی: خدایا، دل من از این دوستان تنگ و پر شده است، پس آن را از وجود آنها خالی کن و مرا از این جمع دور ساز.
بلکه دل از این دیارم سیر شد
جان از این آب و گلم دلگیر شد
هوش مصنوعی: دل دیگه تمایلی به زندگی در این سرزمین نداره و جانم از این محیط و شرایط خسته و ناراحت شده.
گو مبارک بی دلیلی کز نراق
محفل ما را کشد سوی عراق
هوش مصنوعی: با خوبی و خوشی گفته میشود که بیدلیل کسی از نراق به محفل ما میآید و ما را به سمت عراق میبرد.