برگردان به زبان ساده
ای مدینه نوبت غم آمدت
تا قیامت سوگ و ماتم بایدت
هوش مصنوعی: ای مدینه، زمان غم و اندوه برای تو فرا رسیده و تا قیامت باید در سوگ و ماتم باشی.
هان و هان ای خاک یثرب خون گری
خون گری زَابر بهار افزون گری
هوش مصنوعی: ای خاک یثرب، بیدار باش! خون گریه کن، زیرا باران بهار بر تو میبارد و زندگی تازهای میآورد.
هرچه سنگی در برت بر سینه زن
هرچه خاری جمله را بر دل شکن
هوش مصنوعی: هرچه سختی و درد و رنجی در زندگی به تو میرسد، آن را با صبر و تحمل تحمل کن و نگذار که این مشکلات بر دل و روح تو تاثیر منفی بگذارد.
بعد از این در کشتزاران نوبهار
زعفران میکار جای سبزهزار
هوش مصنوعی: از حالا به بعد، در مزارع و کشتزارها در بهار، زعفران خواهیم کاشت و جای سبزهها را با آن پر خواهیم کرد.
خشک افکن در تو هرجا چشمهسار
یا به جای آب زانها خون برآر
هوش مصنوعی: هر جا که چشمه یا source آب وجود دارد، آن را خشک کن و به جای آب، خون جاری کن.
ای مهاجر وقت هجرت آمدت
نصرت ای انصار اکنون بایدت
هوش مصنوعی: ای مهاجر، زمان هجرت فرا رسیده است. ای یاران، اکنون زمان کمک و حمایت شماست.
سر برآرید از نقاب خاک گور
افکنید اندر جهان افغان و شور
هوش مصنوعی: از زیر نقاب خاک سر بلند کنید و در دنیا طنین فریاد و هیاهو ایجاد کنید.
سر برهنه پا برهنه با خروش
جانها بر کف کفنهاتان به دوش
هوش مصنوعی: بیغلاف و بدون پوشش، با شور و شوقی که در دل دارید، زندگی خود را به دوش میکشید و هیچ ترسی از چالشها ندارید.
رو نهید اندر دیار کربلا
پا گذارید اندر آن دشت بلا
هوش مصنوعی: در سرزمین کربلا قدم بگذارید و پا در دشت مصیبت بگذارید.
مانده اینجا بی کس و تنها حسین
این اُحُد این بدرِ کبری این حنین
هوش مصنوعی: حسین در اینجا به تنهایی و بدون یاری مانده است. او در میان طوفان و غم، تنها و بیکس احساس میکند.
یا رسولالله برآور سر ز خاک
نی فرود آور فراز صُقع پاک
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، سر خود را از خاک بلند کن و از جایگاه بلند و پاک خود فرود بیاور.
بین حسین اینک وداعت میکند
رو به اقلیم شهادت میکند
هوش مصنوعی: حسین در حال وداع کردن است و به سمت سرزمین شهادت می رود.
توشه بردارید از دیدار او
خوان دعا در گوش گوهربار او
هوش مصنوعی: از ملاقاتها بهره و نصیب بیارید و در هنگام دعا، در گوش گوهرها زمزمه کنید.
بین بهاران را خزان آمد ز پی
گلستانی را رسید ایام دی
هوش مصنوعی: در دوران بهار، به ناگاه خزان ظاهر میشود، زیرا د period از گلستان به پایان رسیده و به فصل دی رسیدهایم.
بلبلان رفتند از گلزارها
جای گلها سر کشیده خارها
هوش مصنوعی: پرندگان خوشخوان از باغ و گلستان رفتند و به جای آنها، فقط خارها در این مکان باقی ماندهاند.
رُسته گویا جای نسرین و سمن
جای بلبل در نوا زاغ و زغن
گویا جای نسرین و یاسمن (اشاره به مصرع دوم بیت 15). زاغ و زغن، به جای بلبل نوا خوانی میکنند.
ای حسن ای مجتبی ای مرتجی
می رود بنگر حسین آیا کجا
هوش مصنوعی: ای حسن، ای مجتبی، ای امید، برو ببین حسین کجاست.
ای برادر از برادر بازپرس
هم ز انجامش هم از آغاز پرس
هوش مصنوعی: ای برادر، از برادری که کنجکاو است، هم دربارهٔ آغاز کارش بپرس و هم از نتیجهاش.
سر برآر ای زهرهٔ زهرا دمی
پر ز شور و فتنه بنگر عالمی
هوش مصنوعی: ای زهره زیبای دلانگیز، سر بلند کن و لحظهای با شور و هیجان به جهان نگاه کن.
بنگر اشترها قطار اندر قطار
دخترانت بین به محملها سوار
هوش مصنوعی: به تماشای شترها که به صف در حرکتاند بپرداز و دخترانت را ببین که سوار بر انواع وسیلههای نقلیهاند.
بنگر آن شهزادگان بحر جوش
تیغها بر کف سپرهاشان به دوش
هوش مصنوعی: به تماشای آن شاهزادگان دریایی بنشین که شمشیرها را در دست و سپرها را به دوش دارند.
رخش عزتشان همه در زیر ران
در رکاب آن شه خوبان روان
هوش مصنوعی: چهرهای از شکوه و بزرگی آنها زیر زین قرار دارد و این اسب زیبا به حرکت درآمده است.
جملگی رفتند سوی پیشوا
یک نگاهی سوی ایشان از قفا
هوش مصنوعی: همه به سوی پیشوا رفتند و او از پشت سر یک نگاهی به آنها انداخت.
جامه کحلی کن تو ای کعبه به بر
غرق اشک دیده کن حجر و حجر
هوش مصنوعی: ای کاشان، با پوشش سیاه خود، به دور از غم و اندوه، چشمانت را با اشک پر کن و به سراغ سنگها برو.
بعد از این ای چاه زمزم خشک باش
هم تو ای میراب رحمت خون بپاش
هوش مصنوعی: بعد از این، ای چاه زمزم، به همین گونه باش که خشک هستی. همچنین تو، ای مجرای رحمت، خونت را بریز.
رخت بیرون کش ز بطحا ای حلیم
ای مقام اینجا مشو زین پس مقیم
هوش مصنوعی: از دامن بطحا (مکان مقدس) لباس خود را بیرون بکش، ای حلیم (شخصی که خوشخوی و بردبار است)، ای جایگاه (مقام) که در اینجا هستی، از این پس در اینجا ساکن مباش.
بی صفا ماندی از این پس ای صفا
بی امام ای مَشعرِ خیف و منا
هوش مصنوعی: از این پس، ای صفا، تو بیامام باقی خواهی ماند و در مشعر، خیف و منا نیز به همین وضعیت دچار خواهی بود.
زادگان پاکت ای امالقری
میروند آخر نمیپرسی کجا
هوش مصنوعی: فرزندان پاک تو ای مکه، میروند و در پایان کار تو هیچ نمیپرسی که به کجا میروند.
این بود انصافت ای گردون دون
شام و ری آباد و بطحا سرنگون
هوش مصنوعی: ای عدالت تو، ای آسمان پست، شهرهای شام و ری و سرزمین بطحا در حال سقوطند.
این بود انصاف تو ای روزگار
شام و ری شاداب و یثرب سوگوار
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی نقد به روزگار و زمانه است. شاعر از نسبتهای ناعادلانه بین دو جای مختلف صحبت میکند، جایی که یکی خوشحال و شاد است و دیگری در غم و اندوه به سر میبرد. به طور کلی، این بیت به تضاد احساسات و وضعیتهای مختلف در زندگی اشاره دارد و نوعی افسوس از بیعدالتی در زمانه را به تصویر میکشد.
این بود انصاف ای دهر دغا
شامیان در عیش و مکی در عزا
هوش مصنوعی: این دنیا به ما چه انصاف و برابری داده است؟ در حالیکه عدهای در شادی و خوشی هستند، عدهای دیگر در غم و اندوه به سر میبرند.