برگردان به زبان ساده
من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا
من که مست بادهٔ عشق ام ، سخنان پندآمیز و پندآموزِ عافیت طلبانه اهل دنیا به چه دردم می خورد ؟ پس حال که چنین است ای ساقی ، جام عشق را بگردان و از آن شرابی که دل و جان را تقویت می کند بریز . یعنی سالک عاشق با شراب عشق ، جاودانه می شود .
بر دست من نِه جام جان، ای دستگیر عاشقان
دور از لب بیگانگان، پیش آر پنهان ساقیا
ای ساقی و ای یاور عاشقان ، بادهٔ عشق را که به نوشندگانش جان می بخشد در دست من بگذار . و این بادهٔ مقدس ، دور بادا از لب اغیار . و این باده را به دور از چشم اغیار بیاور .
نانی بده نان خواره را، آن طامع بیچاره را
آن عاشق نانباره را، کنجی بخسبان ساقیا
ای ساقی روحانی ، به اهلِ متاعِ ناپایدار دنیا متاعی بده .همان سرمستِ مادّیات دنیوی که همهٔ همّ و غمّ اش همین چیزهاست . پس او را به همین متاع ناچیز مشغول کن و در گوشه ای از این دنیا به خواب غفلتش اندر ساز .
ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان
برجَه گدارویی مکن، در بزم سلطان ساقیا
ای حضرت معشوق که به منزلهٔ لطیف ترین جان ها هستی . ما به سرای دنیا برای نان (تمتُّعات نفسانی) نیامده ایم . اینک ای ساقی روحانی ، برخیز و بادهٔ روحانی عشق را از ما دریغ مدار و گشاده دستی فرما که جملگی مهمان جشن شاه حقیقت هستیم .
اول بگیر آن جام مِه، بر کفهٔ آن پیر نِه
چون مست گردد پیر ده، رو سوی مستان ساقیا
نخست ای ساقی روحانی ، جامِ عظیم عشق را بگیر و سپس در کفِ پیرِ عقل بگذار و همینکه آن پیر ، مست شد ، برو به سوی سالکان مست تا مست ترشان گردانی .
رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا
ور شرم داری، یک قدح بر شرم افشان ساقیا
ای که مایه امیدی ، در راه عشق باید پایداری کنی و از خط خارج نشوی . چون دشواری ها و دردسرهای طریق عشق زیاد است . مست کجا ؟ شرم و حیا کجا ؟ یعنی مستان بادهٔ عشق ، اهل محافظه کاری و عافیت طلبی های مرسوم نیستند . و اگر تو هنوز شرم داری یعنی اگر هنوز در قید و بند عافیت طلبی های کلیشه ای جامعه هستی . ای ساقی عشق ، جامی از بادهٔ حضرت معشوق بر این حالات محافظه کارانه بریز و چنین احوالی را که مزاحم سیر و سلوک عاشقانه است به کلّی از میان ببر .
برخیز ای ساقی بیا، ای دشمن شرم و حیا
تا بخت ما خندان شود، پیش آی خندان ساقیا
ای ساقی روحانی ، بلند شو نزد ما بیا . ای کسی که دشمن شرم و حیای منفی هستی . یعنی با شراب عشق ، نفاق و محافظه کاری های مبتذل و رایج را محو می کنی . بیا که از آمدن تو بخت ما شکوفا شود .