برگردان به زبان ساده
بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
هوش مصنوعی: بعد از اینکه به حالت جنون و شوق دست یافتی، به نظر میرسد که آن شور و حال کجا رفت؟ آیا اصلاً چیزی وجود نداشت یا اگر بود، در نهایت از بین رفت؟
منکر مباش بنگر اندر عصای موسی
یک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد
هوش مصنوعی: انکار نکن و به عصای موسی نگاه کن؛ در یک لحظه این عصا به چیزی بد تبدیل شد و در لحظهای دیگر به اژدها تبدیل گردید.
چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لب
کو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن قدرت و هیبت شخصی شبیه به اژدهاست که با لبها و بیان خود تأثیر زیادی بر جهان میگذارد. او به گونهای عمل میکند که انگار میتواند با یک اشاره، همه چیز را دگرگون کند، و در عین حال در لحظهای دیگر به سادگی و ظاهری معمولی برمیگردد.
یک گوهری چو بیضه جوشید و گشت دریا
کف کرد و کف زمین شد وز دود او سما شد
در این بیت اشاره به بیگ بنگ و آفرینش اولیه کائنات است .جرم متمرکزی که فشرده و حاوی اطلاعات آفرینش و رشد های بعدی است (گوهری چون بیضه) انفجار به جوشش تشبیه شده روی کره زمین اول مذاب بود بعد بخارات تشکیل شد (جو زمین)
الحق نهان سپاهی پوشیده پادشاهی
هر لحظه حمله آرد وانگه به اصل واشد
هوش مصنوعی: واقعاً در دل حقیقت، سربازی پنهان است که به صورت مداوم به ما حمله میکند و در نهایت، در اصل وجودش آشکار میشود.
گرچه ز ما نهان شد در عالمی روان شد
تا نیستش نخوانی گر از نظر جدا شد
هوش مصنوعی: اگرچه او از ما پنهان شده و در دنیایی دیگر رفته است، تا زمانی که او را از یاد نبری و فراموش نکنی، حتی اگر از نظر دور شده باشد.
هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب
رو در نشانه جویش گر از کمان رها شد
حالت های ادم مثل تیر است در کمان قالب -توی کمان انهارو نگاه نکن توی نشانه اثر کرده،یعنی:هر اتفاق هر تلنگر و هرحسی که ممکنه در جایی بهش برسیم که ممکنه در اینده ازیاد برده باشیم در واقع در جان ما اثرشو گذاشته
گرچه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد
در بحر جوید او را غواص کاشنا شد
هوش مصنوعی: هرچند صدفی از ساحل، قطرهای را برداشت و در دریا گم شد، اما غواصی ماهر به جستجوی او خواهد پرداخت.
از میل مرد و زن خون جوشید وان منی شد
وانگه از آن دو قطره یک خیمه در هوا شد
هوش مصنوعی: از عشق و علاقه مرد و زن، احساسات و عواطفی به وجود آمد و در این میان، از آن دو، دنیایی جدید و زنده شکل گرفت که همچون یک خیمه در آسمان قرار گرفت.
وانگه ز عالم جان آمد سپاه انسان
عقلش وزیر گشت و دل رفت پادشا شد
هوش مصنوعی: سپس از دنیای وجود، کسانی به سوی انسانیت آمدند، عقل به عنوان وزیر او انتخاب شد و دل به پادشاهی رسید.
تا بعد چند گاهی دل یاد شهر جان کرد
واگشت جمله لشکر در عالم بقا شد
هوش مصنوعی: پس از مدتی دل به یاد شهر جاودان افتاد و تمامی سپاهیان به دنیای باقی پانهادند.
گویی چگونه باشد آمدشد معانی
اینک به وقت خفتن بنگر گره گشا شد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زمانی که خواب به سراغ میآید، درک و معانی جدیدی نمایان میشود و ذهن به آرامی به حل مسائل و پیچیدگیها میپردازد.