برگردان به زبان ساده
همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد
چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد
هوش مصنوعی: همه را امتحان کردم و بهتر از تو نیافتم؛ زمانی که در دریا غرق شدم، هیچ چیز به زیبایی تو به دست نیاوردم.
سر خنبها گشادم ز هزار خم چشیدم
چو شراب سرکش تو به لب و سرم نیامد
سر خم های شراب را باز کردم و از هزاران نوع شراب نوشیدم. ولی هیچ شرابی مانند شراب تو برایم سرکش و گیرا نبود
چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد
که سمنبرِ لطیفی چو تو در برم نیامد
عجیب نیست اگر لاله و یاسمن در دل من بخندد. چرا که هیچ زیباروی لطیفی به زیبایی و لطافت تو پیشم نیامده است
ز پِیَت مراد خود را دو سه روز ترک کردم
چه مراد مانْد زان پس که میسرم نیامد
به خاطر تو، چند روزی از خواستهام صرفنظر کردم، در نتیجه هیچ خواسته ای نماند که به دستم نیامده باشد (به همه مراد هایم رسیدم)
دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر
به جهان نمانْد شاهی که چو چاکرم نیامد
دو سه روز مانند غلامان، کمر به خدمت تو بستم. لذا در جهان هیچ شاهی نبود که چاکر و غلام من نشده باشد. (همه شاهان غلام من شدند)
خِرَدَم بگفت برپر ز مسافران گردون
چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد
خرد به من گفت از مرغان هوا بالاتر بپر. چرا پاشکسته، نشسته ای و غصه می خوری که مسافر تو بازنگشته است؟
چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل
به فغان شدم چو بلبل که کبوترم نیامد
هوش مصنوعی: وقتی که کبوتر دل به سمت بام تو پرواز کرد، من دلم به شدت ناراحت شد، مانند بلبل که در انتظار کبوترش به فریاد افتاده است.
چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان
چه همای مانْد و عنقا که برابرم نیامد
وقتی مرغ جانم مانند باز شکاری به دنبال کبوتر دل رفت، به قدری اوج گرفتم که هیچ هما و سیمرغی به اوج من نرسیدند.
برو ای تنِ پریشان تو و آن دلِ پشیمان
که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم نیامد
ای تن بی قرار و ای دل پشیمان، از شما فاصله می گیرم (از من دور شوید) که تا وقتی از این دو جدا نشدم، دل دیگر (سطح عالی ادراک) برایم محقق نشد