برگردان به زبان ساده
شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
زانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بود
هوش مصنوعی: پادشاه ما در بین دیگر پادشاهان، پیشرو و برتر بود، زیرا او هم پادشاهی کرد و هم درویشی را تجربه کرده و میشناسد.
شاه ما از پرده برجان چو خود را جلوه کرد
جان ما بیخویش شد زیرا که شه بیخویش بود
هوش مصنوعی: وقتی شاه ما از پرده بیرون آمد و خود را نشان داد، جان ما از خود بیخود شد، چون آن شاه نیز بیخود و آزاد بود.
شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود
جان ما با شاه ما نزدیک و دوراندیش بود
هوش مصنوعی: شاه ما از ما فاصله داشت و در عین حال به ما نزدیک بود. جان ما به گونهای با او پیوند داشت که هم به او نزدیک و هم از دور فکر میکرد.
صاف او بیدرد بود و راحتش بیدرد بود
گلشن بیخار بود و نوش او بینیش بود
هوش مصنوعی: او در زندگیاش بدون درد و مشکلات بود و آسایشش بدون رنج و زحمت بود. باغش پر از گلهای زیبا و خالی از خار بود و لذتهایش بدون تلخی و سختی بود.
یک صفت از لطف شه آن جا که پرده برگرفت
آب و آتش صلح کرد و گرگ دایه میش بود
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی از یکی از ویژگیهای خاص شهرت یاد میشود، زمانی که پردهها کنار میروند و روزنهای به حقیقت باز میشود. در این حالت، آب و آتش به هم آشتی میکنند و حتی گرگ، که معمولاً نماد خطر است، به عنوان دایه و نگهدارنده میش معرفی میشود. این تصویر نشاندهنده تغییرات عمیق و شگفتانگیز در روابط و وضعیتهاست که به واسطه لطف و رحمت خاصی به وجود آمده است.
جان مطلق شد ز نورش صورتی کو جان نداشت
گشت قربان رهش آن کس که او بدکیش بود
هوش مصنوعی: وجود حقیقتی خالص و روشن بهوجود آمد که ظاهری دارد، اما خود از جان و روح بیبهره است. آن کسی که از حقیقت دور بود و به کفر و نادرستی افترا بود، در مسیر او قربانی شد.
نیست میگفتیم اندر هست گفت آری بیا
هست شد عالم از او موقوف یک آریش بود
هوش مصنوعی: میگفتیم که در غیر وجود، نیستی وجود دارد، او پاسخ داد که بله، بیایید وجود پیدا کرد. جهانی که از او ایجاد شده است، به یک تأیید و آری وابسته بود.