برگردان به زبان ساده
دوش از بت من جهان چه میشد
وز ماه من آسمان چه میشد
هوش مصنوعی: دیروز از زیبایی معشوقم جهان چه حالتی پیدا میکرد و از ماه جمال او آسمان چه شکل و شمایلی میگرفت.
در پیش رخش چه رقص میکرد
وز آتش عشق جان چه میشد
هوش مصنوعی: در مقابل شگفتیهای او چه حرکاتی انجام میدادم و از شدت عشق، چقدر جانم به آتش میافتاد.
چشم از نظرش چه مست میگشت
وز قند لبش دهان چه میشد
هوش مصنوعی: چشمان کسی که به او نگاه میکردم، چقدر محو و مسحور میشد و لبهای شیرینش چگونه بر شوق و لذت دندانهایم میافزودند.
از تیر مژه چه صید میکرد
وان ابروی چون کمان چه میشد
هوش مصنوعی: چشم و ابروی زیبا و جذاب چطور میتوانند دلها را تسخیر کنند و باعث اسیری عاشقان شوند؟
میشد که به لاله رنگ بخشد
ور نی سوی گلستان چه میشد
هوش مصنوعی: اگر به لاله رنگی میدادند، چه سودی داشت اگر به گلستان نرود؟
آن لحظه به سبزه گل چه میگفت
وز نرگسش ارغوان چه میشد
هوش مصنوعی: در آن لحظه، گل سبزه به نرگس چه حرفهایی میزد و اگر رنگ ارغوانیاش را به او تقدیم میکرد، چه اتفاقی میافتاد؟
جز از پی نور بخش کردن
بر چرخ دوان دوان چه میشد
هوش مصنوعی: جز در پی روشن کردن دنیا و حرکت بر روی آن، چه کاری میتوانست انجام شود.
گر زانک نه لطف بیکران داشت
آن ماه در این میان چه میشد
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبایی و محبت بیپایانی نداشت، در این میان چه چیزی میتوانست به وجود بیاید؟
بنمود ز لامکان جمالی
یا رب که از او مکان چه میشد
هوش مصنوعی: خدایا، زیباییای از عالم بالا به نمایش گذاشتی که اگر او نبود، مکان و جا چه معنا داشت؟
بگشاد نقاب بینشانی
وین عالم بانشان چه میشد
هوش مصنوعی: نقاب بینشانی را کنار زد و دیدم که در این دنیا، نشانهها چه تاثیری دارند.
شب رفت و بماند روز مطلق
وین عقل چو پاسبان چه میشد
هوش مصنوعی: شب به پایان رسید و روز روشن و کامل باقی ماند، و حالا عقل مثل یک نگهبان، چه کاری میتواند انجام دهد؟
از دیده غیب شمس تبریز
این دیده غیب دان چه میشد
هوش مصنوعی: شمس تبریز، از دور چیزی را مشاهده میکند و میداند که چه اتفاقی در حال افتادن است.