برگردان به زبان ساده
آن بنده آواره بازآمد و بازآمد
چون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمد
هوش مصنوعی: آن فرد سرگردان دوباره به سمت تو برگشت، مانند شمعی که در حال سوختن و داغ شدن است.
چون عبهر و قند ای جان در روش بخند ای جان
در را بمبند ای جان زیرا به نیاز آمد
هوش مصنوعی: ای جان، مانند عطر و شیرینی لبخند بزن، در را ببند؛ چون نیاز به عشق به وجود آمده است.
ور زانک ببندی در بر حکم تو بنهد سر
بر بنده نیاز آمد شه را همه ناز آمد
هوش مصنوعی: اگر شهریار در برابر تو درختی را ببندد و سر به زیر آورد، این نشان از نیاز و درخواست اوست و همه چیز به ناز و زیبا به سوی تو میآید.
هر شمع گدازیده شد روشنی دیده
کان را که گداز آمد او محرم راز آمد
هوش مصنوعی: هر شمعی که ذوب میشود، نور چشمان او را که به کمرنگی میگراید، نشان میدهد. این نشان میدهد که او با چنین حالتی به رازها آشنا میشود.
زهراب ز دست وی گر فرق کنم از می
پس در ره جان جانم والله به مجاز آمد
هوش مصنوعی: اگر از دست او زهر را بپذیرم و از می فاصله بگیرم، برای نجات جانم قسم میخورم که به زبان تمثیلی آمدهام.
آب حیوانش را حیوان ز کجا نوشد
کی بیند رویش را چشمی که فرازآمد
هوش مصنوعی: حیوان از کجا آب مینوشد اگر چشمی نداشته باشد که بتواند بر روی او نگاه کند؟
من ترک سفر کردم با یار شدم ساکن
وز مرگ شدم ایمن کان عمر دراز آمد
هوش مصنوعی: من از سفر دست کشیدم و با یارم در کنار او نشستم و از مرگ در امان ماندم، زیرا زندگیام به درازا کشید.
ای دل چو در این جویی پس آب چه میجویی
تا چند صلا گویی هنگام نماز آمد
هوش مصنوعی: ای دل، چرا در این جوی آب به دنبالش میگردی؟ تا کی میخواهی صدای خود را بلند کنی در حالی که وقت نماز رسیده است؟