برگردان به زبان ساده
ورای پردهٔ جانت، دلا خلقان پنهانند
ز زخم تیغ فردیت، همه جانند و بیجانند
هوش مصنوعی: در پس پرده وجود تو، دوستانی وجود دارند که از نظر پنهانند. آنها تحت تأثیر دردهایی که از جراحات شخصیت خود میخورند، هم زندگی دارند و هم در شرایطی بیجان به نظر میرسند.
تو از نقصان و از بیشی، نگویی چند اندیشی؟
درآ در دین بیخویشی که بس بیخویش خویشانند
هوش مصنوعی: سخن از نقص و کمال را رها کن و در دین از بیهویتی خودت بیندیش. زیرا بسیاری از کسانی که به ظاهر خویشاوندند، در واقع بیهویت هستند.
چه دریاها که مینوشند، چو دریاها همی جوشند
اگر چه خود که خاموشند، دانایَند و میدانند
هوش مصنوعی: بسیاری از دلها و احساسات مانند دریاها هستند که در عمق خود جوش و خروش دارند، هرچند که در ظاهر ساکت و آرام به نظر میرسند. این دلها آگاهی و دانش عمیقی دارند و از زندگی چیزهای زیادی میدانند.
در آن دریای پر مرجان، یکی قومند همچون جان
ورای گنبد گردان، بُراقِ جان همی رانند
هوش مصنوعی: در دریا که مملو از مرجان است، گروهی وجود دارند که مانند جان هستند و از مرز گنبد آسمان، روحی درخشان را به جلو میراند.
ایا درویش باتمکین! سبکدل گرد، زوتر هین
میان بزمِ مردان شین، که ایشان جمله رندانند
هوش مصنوعی: ای درویش، با آرامش و سبکسر، زودتر به میدان بزم مردان برو. چون آنها همه رند و زیرک هستند و تو هم میتوانی در کنار آنها قرار بگیری.
ملوکانند درویشان، ز مستی جمله بیخویشان
اگر چه خاکیند ایشان ولیکن شاه و سلطانند
هوش مصنوعی: پادشاهان و سلطنتطلبان که حالتی مستانه دارند، در واقع هیچگونه خودی و هویت مشخصی ندارند. هرچند که از نظر ظاهری شاید به خاکی و بیاهمیت به نظر برسند، اما در باطن مقام و منزلتی بزرگ دارند و حقیقتاً شاه و سلطان هستند.
ز گنج عشق زر ریزند، غلام شمس تبریزند
و کان لعل و یاقوتند و در کان جان ارکانند
هوش مصنوعی: از گنجینه عشق، درخشش و زیباییهای بینظیری خارج میشود که به کارگزاران شمس تبریز تعلق دارد. این زیباییها مانند لعل و یاقوت ارزشمند هستند و در عمق وجود انسان به جوهرههای اصلی او اشاره دارند.