برگردان به زبان ساده
عطارد مشتری باید، متاع آسمانی را
مهی مریخچشم ارزد، چراغ آن جهانی را
هوش مصنوعی: عطارد و مشتری باید باشند تا کالای آسمانی به ارزش چشم مریخ، چراغ آن جهان را فراهم کند.
چو چشمی مُقتَرِن گردد بدان غیبی چراغ جان
ببیند بیقرینه او قرینان نهانی را
هوش مصنوعی: وقتی که چشم به نور خاصی متصل شود، جان انسان به حقیقتی روشن میشود و به واسطه آن، میتواند وجودهای پنهانی را ببیند.
یکی جانِ عجب باید که داند جان فدا کردن
دو چشم معنوی باید عروسان معانی را
هوش مصنوعی: کسی باید واقعاً شگفتانگیز باشد که بداند چگونه جان را فدای عشق کند و دو چشمی معنوی داشته باشد تا بتواند زیباییهای عمیق معانی را ببیند.
یکی چشمیست بشکفته، صِقال روح پَذْرُفته
چو نرگس خوابِ او رفته برای باغبانی را
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف شخص یا موجودی پرداخته شده است که با چشمان زیبا و درخشانش، نیرویی خاص و روحی لطیف را به نمایش میگذارد. این شخص مانند نرگسی است که در خواب به سر میبرد و به نظر میرسد که آماده است تا در خدمت باغبانی و رسیدگی به طبیعت باشد. در واقع، این تصویر به زیبایی و ظرافتی اشاره دارد که در وجود این فرد نهفته است.
چنین باغ و چنین شش جو پس این پنج و این شش جو
قیاسی نیست، کمتر جو قیاس اقترانی را
این باغ و این شش جوی را در ورای این شش جهت بجو، فهم این از راه قیاس نیست قیاس اقترانی را رها کن.
به صفها رأیت نُصرت، به شبها حارس امت
نهاده بر کفِ وحدت، دُر سبع المثانی را
هوش مصنوعی: در صفها تو را یاری میدانم و در شبها حامی امت را بر اساس اتحاد قرار دادهام، چون گوهر این دو چیز ارزشمند است.
شکسته پشت شیطان را، بدیده روی سلطان را
که هر خس از بنا داند به استدلال بانی را
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره میشود که شیطان، که نماد فریب و نیرنگ است، شکست خورده است و توانایی خود را از دست داده است. همچنین، به نگاه و رفتار سلطان اشاره میشود که تجلی قدرت و حکمرانی است. هر خس (یا هر موجود کوچک و بیارزش) میتواند به روشنی بفهمد و استدلال کند که بانی و بنیادگذار هر چیز، در واقع همان قدرت یا مقام بالاست. به طور کلی، این بیت به این معنا اشاره دارد که همه چیز به درک و شناخت ریشه و بنیاد خود وابسته است.
زهی صافی زهی حری مثال می خوشی مری
کسی دزدد چنین دری که بگذارد عوانی را
به به! به این صافی و بسیار خالص که همچون شراب خوشگوار است. کسی به چنین دُری دست مییابد که عوانی را کنار بگذارد.
إلى البحرِ توجَّهْنا و مِن عذبٍ تَفَکَّهْنا
لَقِينا الدُّرَّ مَجَّانًا، فلا نَبغي الدَّناني را
هوش مصنوعی: به دریا روی آوردیم و از شیرینی طعم آن لذت بردیم. در اینجا گوهرها به رایگان به ما رسیدهاند، پس نیازی به پول و ثروت دنیا نداریم.
لَقِيتُ الماءَ عَطشانًا، لَقِيتُ الرِّزقَ عُريانًا
صَحِبتُ الليثَ أحيانًا، فلا أَخشى السَّنانِي را
هوش مصنوعی: وقتی با آب به تشنگی برخورد کردم، با روزی به حالت عریانی روبرو شدم. گاهی وقتها در کنار شیر (بیدار و قوی) بودم، بنابراین از چنگالها نترسیدم.
توی موسیِ عهدِ خود، درآ در بحر جزر و مد
ره فرعون باید زد، رها کن این شبانی را
هوش مصنوعی: در زمانهی خود، مثل موسی تا اعماق دریا برو و مثل فرعون با شجاعت عمل کن، دیگر به کارهای دنیوی و کماهمیت نپرداز.
الا ساقی به جان تو به اقبال جوان تو
به ما ده از بنان تو شراب ارغوانی را
هوش مصنوعی: ای ساقی، به خاطر جان و زندگیات، به خاطر خوشبختی جوانیات، از انگشتهای خودت به ما شراب رنگ ارغوانی بده.
بگردان بادهٔ شاهی که همدردی و همراهی
نشان درد اگر خواهی بیا بنگر نشانی را
هوش مصنوعی: میخواهم بادهٔ سلطنتی را دور بریزم، چون اگر به دنبال نشانهای از درد و همدلی هستی، بهتر است به آنچه نشاندهندهٔ این احساسات است توجه کنی.
بیا دَردِه مِیِ اَحمَر که هم بحر است و هم گوهر
برهنه کن به یک ساغر حریف امتحانی را
هوش مصنوعی: بیا بادهای بنوشیم که هم عمیق و پرمیوه است و هم خالص و ناب. با یک جام، دوستانی را امتحان کنیم.
برو ای رهزن مستان رها کن حیله و دستان
که ره نَبْوَد در این بستان دغا و قلتبانی را
هوش مصنوعی: ای دزد مستان، برو و نیرنگ و ترفندهای خود را کنار بگذار، زیرا در این باغ جایی برای فریب و دروغ وجود ندارد.
جواب آنک میگوید به زر نخریدهای جان را
که هندو قدر نشناسد متاع رایگانی را
هوش مصنوعی: کسی که میگوید جان خود را با پول خریداری نکردهای، باید بداند که فردی مانند هندو که به ارزشها آگاه نیست، هیچ گاه چیزی را که رایگان است و ارزش چندانی ندارد، درک نمیکند.