برگردان به زبان ساده
ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
در شکرینه یقین سرکهٔ انکار نیست
هوش مصنوعی: ای غم! اگر تو هم مو شوی، این بهانهای برای بار کردن مشکلات نیست. در حقیقت، در خوشیها هم طعمی از تلخی وجود دارد.
گر چه تو خونخوارهای، رهزن و عیارهای
قبلهٔ ما غیر آن دلبرِ عیار نیست
هوش مصنوعی: هرچند که تو آدمی خطرناک و دزد و فریبکار هستی، اما معشوق ما کسی جز آن دلبر فریبکار نیست.
کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او
ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست
هوش مصنوعی: او مانند شکر است و مغز و روح را نوازش میکند. کسی که در مسیر او گام برمیدارد، از او لذتی نخواهد برد؛ چرا که مرغی که به شکر عادت کرده باشد نمیتواند از او جدا شود.
هر که دلی داشتَست بندهٔ دلبر شدَست
هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست
هوش مصنوعی: هر کسی که دلی داشته باشد، به محبوبش وابسته و بنده او خواهد شد، و کسی که دلی ندارد، علاقهای به محبوبش ندارد.
کَل چه کند شانه را؟ چونک ورا موی نیست
پود چه کار آیدش؟ آنک ورا تار نیست
هوش مصنوعی: شانهای که مو ندارد، چه فایدهای دارد؟ و اگر تار و پودی نیست، آن پود هم به چه کار میآید؟
با سر میدان چه کار؟ آن که بود خرسوار
تا چه کند صیرفی؟ هر کش دینار نیست
هوش مصنوعی: در این بیت، سوالاتی مطرح میشود دربارهی نقش و فعالیتهایی که در میدان و نبرد انجام میشود. به نظر میرسد شاعر به این موضوع اشاره دارد که اگر فردی با توانایی و مهارت در میدان جنگ باشد، میتواند کارهای زیادی انجام دهد. اما در عین حال اشاره میکند که هر کسی برای دستیابی به ثروت یا پیروزی در نبرد، با دیناری برابر نیست و این نشاندهندهی نابرابریها یا تفاوتها در افراد و موقعیتهاست. به عبارتی دیگر، مهم است که افراد توانایی و قابلیتهای لازم را داشته باشند تا در میدان عمل موفق شوند.
جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان
نار نماید در او جز گل و گلزار نیست
هوش مصنوعی: جان کلیم و خلیل در کنار آتش میسوزد، اما در این آتش جز گل و باغ نیست.
ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو
رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست
هوش مصنوعی: ای غم، از این جا دور شو، وگرنه زندگیام در خطر میافتد. رنگ سیاهی شب را، نمیتواند نور چهره یار روشن کند.
ای غم پُرخار رو، در دل غمخوار رو
نُقل بخیلانهات طعمهٔ خمار نیست
هوش مصنوعی: ای غم که زخمهای زیادی بر دلت گذاشتهام، در دل کسی که غم را به دوش میکشد، نرو. چیزهایی که از حسادت میگویی، جز درد و ناراحتی نیستند.
حلقهٔ غین تو تَنگ، میمت از آن تَنگتر
تَنگمتاعِ تو را عشق خریدار نیست
هوش مصنوعی: حلقهٔ غین تو خیلی تنگ است و میم (محبت) از آن هم تنگتر است. عشق هم برای خرید کالا و ارزش تو وجود ندارد.
ای غمِ شادیشکن پُر شکرست این دهن
کز شکرآکندگی ممکنِ گفتار نیست
هوش مصنوعی: ای غم که شادیها را میشکنی، این زبان که پُر از شیرینی است، به قدری شیرین است که نمیتوان به راحتی دربارهاش صحبت کرد.