برگردان به زبان ساده
جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت
وآن سو که تیر رفت، حقیقت کمان نرفت
هوش مصنوعی: روح به جسم پیوست و بدن هرگز به سوی روح نرنگشت، و آن طرف که تیر رفت، حقیقت کمان جاودانه باقی ماند.
جان چست شد که تا بپرد وین تنِ گران
هم در زمین فرو شد و بر آسمان نرفت
هوش مصنوعی: جان انسان به پرواز در میآید و این جسم سنگین تنها در زمین باقی میماند و به آسمان نمیرود.
جان میزبانِ تن شد در خانه گِلین
تن خانهٔ دوست بوَد که با میزبان نرفت
هوش مصنوعی: جان میهمان در دل این خانه به گل و سرسبزی مینشیند، اما تن او در خانهای است که با دوستی جدا شده است.
در وحشتی بماند که تن را گمان نبود
جان رفت جانبی که بدان جا گمان نرفت
هوش مصنوعی: در حالتی از ترس و وحشت قرار دارد که بدن نمیتواند به آن پی ببرد و جان از جایی رفته که هیچ تصوری از آن ندارد.
پایان فراق بین که جهان آمد این جهان
اندر جهان کی دید کسی کز جهان نرفت؟
هوش مصنوعی: جدا شدن از معشوق به پایان رسیده است. در این دنیا کجا کسی را دیدهاید که از این دنیا رفته و به دنیای دیگری نرفته باشد؟
مرگت گلو بگیرد، تو خیرهسر شوی
گویی رسول نامد وین را بیان نرفت
هوش مصنوعی: اگر مرگ تو را در چنگال خودش بگیرد، تو همچنان stubborn و سرسخت به نظر میرسی، گویی هیچ پیامی از جانب فرستادهای نیامده و این موضوع قابل بیان نیست.
در هر دهان که آب از آزادیم گشاد
در گورِ هیچ مور وِرا در دهان نرفت
هوش مصنوعی: در هر دهانی که آب به راحتی جاری شود، در خاک هیچ موری پا به میان نمیگذارد.