برگردان به زبان ساده
بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
افغان که گشت بیگه ترسم ز خیربادت
هوش مصنوعی: روزهایی که با تو گذشت، ای عزیز، برای من پر از خوشحالی و شگفتی بود. اما اکنون نگرانم که نکند با دوری تو، این روزهای خوب به پایان رسد.
گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتش
آتش بود فراقت حقا و زان زیادت
هوش مصنوعی: انگار شبهایم زیبا و دلانگیز است، اما جدایی تو مانند آتش است و واقعاً این درد فراغ را بیشتر کرده است.
عاشق به شب بمردی والله که جان نبردی
الا خیال خوبت شب میکند عیادت
هوش مصنوعی: عاشق در شب از غم و اندوه جان میدهد، اما جانش را فدای چیزی نمیکند جز یاد و خیال خوب تو که در شب به سراغش میآید.
در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی
منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت
هوش مصنوعی: در گوش من گفتی که چیزی از طرف محبوبم به من بگوید. نگو که نمیدانم؛ شاید هنوز در یادم هست.
راز تو را بخوردم شب را گواه کردم
شب از سیاهکاری پنهان کند عبادت
هوش مصنوعی: راز تو را در دل خود پنهان کردم و شب را شاهد بر این پنهانی قرار دادم. شب، به خاطر کارهای تاریک و پنهان، عبادتها را پوشانده است.