برگردان به زبان ساده
گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست
ور تو پنداری مرا بیتو قراری هست نیست
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی که زیبایی تو، تصویری است که باید در دل داشته باشد، باید بگویم که این طور نیست. و اگر فکر میکنی که من بدون تو میتوانم آرامش داشته باشم، باز هم باید بگویم که این درست نیست.
ور تو گویی چرخ میگردد به کار نیک و بد
چرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
هوش مصنوعی: اگر بگویی که زندگی به دور آنچه خوب و بد است میچرخد، باید بدان که جز خدمت به تو، چرخ زندگی کار دیگری ندارد.
سالها شد تا که بیرون درت چون حلقهایم
بر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
هوش مصنوعی: سالهاست که ما در بیرون در خانهات مثل حلقهای در خودت گرد هم آمدهایم. این حلقه بودن هیچ نقصی ندارد و هیچ چیزی در آن کم نیست.
بر در اندیشه ترسان گشتهایم از هر خیال
خواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
هوش مصنوعی: ما در این مکان به خاطر هر فکر و خیال ترسان شدهایم، ولی در واقع در اینجا خیالی وجود دارد؛ بله، یک خیال هست، اما نیست.
ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس من
جز صلاح الدین ز دلها هوشیاری هست نیست
هوش مصنوعی: ای دل، تو در پیش من مانند یک جاسوس هستی، اما برای کسی چون کیکاووس نیستی. فقط از دلها و هوشیاری صلاحالدین در این زمینه خبری نیست.