برگردان به زبان ساده
ای که ازین تنگ قفس میپری
رخت به بالای فلک میبری
هوش مصنوعی: ای کسی که از این قفس تنگ میجهی، تو با پرواز خود، زیباییها و نیکیها را به آسمان میبری.
زندگی تازه ببین بعد ازین
چند ازین زندگی سرسری؟!
هوش مصنوعی: به زندگی جدیدی که در پیش داری نگاه کن و از این زندگی سطحی و بیتوجه دست بردار!
در هوس مشتریت عمر رفت
ماه ببین و بره از مشتری
هوش مصنوعی: عمر آدمی در آرزوی رسیدن به تو سپری شده است. حالا که ماه را میبینی، از آرزوهای خود فاصله بگیر و به واقعیت نگاه کن.
دلق شپشناک درانداختی
جان برهنه شده خود خوشتری
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی انسان در زندگی خود از ظواهر و زرق و برقها دوری کند و به واقعیتها و فضایل درونی بپردازد، میتواند به حقیقت وجود خود نزدیکتر شود و زیبایی واقعی را در درون خود پیدا کند.
در عوض دلق تن چار میخ
بافتهاند از صفتت ششتری
هوش مصنوعی: در مقابل لباس سادهات، به خاطر ویژگیهای خاص تو، نخی از جنس ششتری (نوعی جنس مرغوب) برایت بافتهاند.
جامهٔ این جسم، غلامانه بود
گیر کنون پیرهن مهتری
هوش مصنوعی: لباس این جسم همچون لباس یک خدمتکار است، اکنون بر تن کن پیرهنی که شایستهٔ مقام والای توست.
مرگ حیاتست و حیاتست مرگ
عکس نماید نظر کافری
هوش مصنوعی: مرگ در واقع زندگی است و زندگی نیز خود نوعی مرگ است. افرادی که به حقایق عمیق ناپیوندند، این دو را به صورت عکس یکدیگر میبینند.
جملهٔ جانها که ازین تن شدند
حی و نهانند کنون چون پری
هوش مصنوعی: همهٔ روحها که از این بدن جدا شدهاند، در حالتی زنده و پنهان هستند، همچون پری.
گشت سوار فرس غیب، جان
باز رهید از خر و از خرخری
هوش مصنوعی: دربارهٔ فردی صحبت میشود که بر اسب غیبی سوار شده و از دنیای مادی و مشکلات آن رها شده است. او دیگر به چیزهای ناشایست و ناپسند وابسته نیست و توانسته است از محدودیتهای دنیوی عبور کند.
سوخت درین آخر دنیا دلت
بهر وجوه جو این لاغری
هوش مصنوعی: در این دوران نهایی دنیا، دل تو به خاطر مسائلی که به تو فشار میآورد، به شدت نگران و پریشان است.
پرده چو برخاست اگر این خرت
گردد زرین، تو درو ننگری
هوش مصنوعی: وقتی پرده کنار رفت و اگر این خر به طلا تبدیل شود، تو به آن توجهی نکن.
بر سر دریاست چو کشتی روان
روح، که بود از تن خود لنگری
هوش مصنوعی: بر روی دریا، مانند یک کشتی ایستاده است که روح آن در حال حرکت است، اما این روح همانند یک لنگر به تن خود وابسته است.
گرچه جدا گشت ز دست و ز پا
فضل حقش داد پر جعفری
هوش مصنوعی: هرچند او از دست و پا محروم شده است، اما لطف و فضل الهی به او قدرت و شکوهی ویژه بخشیده است.
خانهٔ تن گر شکند، هین منال
خواجه! یقین دان که به زندان دری
هوش مصنوعی: اگر خانهٔ جسم ما شکسته شود، ای خواجه، غم نخور! بدان که در حقیقت به زندان خواهد رفت.
چونک ز زندان و چه آیی برون
یوسف مصری و شه و سروری
هوش مصنوعی: وقتی که یوسف از زندان آزاد شود، چه زیبا و با عظمت خواهد بود!
چون برهی از چه و از آب شور
ماهیی و معتکف کوثری
هوش مصنوعی: زمانی که از موضوعات مختلف و چالشها دور میشوی و مانند یک بره از سختیها رها میگردی، تازه و خالص میشوی و در آرامش و راحتی مثلی همچون ماهی در آب شور یا پرندهای که در کوثر لطافت و صفا دارد، قرار میگیری.
باقی این را تو بگو، زانک خلق
از تو کنند ای شه من، باوری
هوش مصنوعی: باقی را تو بگو، زیرا مردم به خاطر تو چنین میکنند ای پادشاه من، باور کن.