برگردان به زبان ساده
تو هر چند صدری شه مجلسی
ز هستی نرستی در این محبسی
هوش مصنوعی: هر چند که تو در یک مقام عالی و مهم قرار داری و در جلسات با اهمیت شرکت میکنی، اما هنوز در این دنیا و در این محدودیتها قرار داری و از آن عبور نکردهای.
بده وام جان گر وجوهیت هست
درآ مفلسانه اگر مفلسی
هوش مصنوعی: اگر اعتبار و مشهوریتی داری، لطفاً جان من را وام بده. اگر هم که وضعیت مالیات خوب نیست، بیپروایی کن و وارد شو.
غریبان برستند و تو حبس غم
گه از بیکسی و گه از ناکسی
هوش مصنوعی: غریبان دور شدهاند و تو به خاطر تنهایی گاهی دلتنگی و گاهی احساس بیارزشی میکنی.
در این راه بیراه اگر سابقی
چو واگردد این کاروان واپسی
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر بیراه کسی برگردد، این کاروان هم بازمیگردد.
لطیفانِ خوشچشم هستند لیک
به چشمت نیایند زیرا خسی
هوش مصنوعی: زیبااندیشان و خوشنظرانی وجود دارند، اما شاید به چشم تو نیایند، زیرا که تو در قهری و بیتوجهی.
نه بازی که صیاد شاهان شوی
برو سوی مردار چون کرکسی
هوش مصنوعی: به این معناست که تو برای انجام کارهای بزرگ و مهم ساخته نشدهای، بهتر است به سمت چیزهای بیارزش و تمامشده بروی، مانند کرکس که به لاشهها میپردازد.
نهای شاخ تر و پذیرای آب
نه درخورد باغ و زر و مغرسی
هوش مصنوعی: تو مانند شاخهای نیستی که بتواند آب را جذب کند و درختی نیستی که در باغ بزرگی رشد کند و بار بنشیند.
برو سوی جمعی چو در وحشتی
بیفروز شمعی، چرا مفلسی؟
هوش مصنوعی: به سمت جمع و گروه برو و وقتی در تنهایی و ترس هستی، مانند شمعی روشن کن. چرا باید در افسردگی و غم باقی بمانی؟
چو استارگان اندر این برج خاک
گهی کُنّسی و گهی خُنّسی
کنس و خنس: اشاره است به آیات ۱۵ و ۱۶ سورهٔ تکویر.
خمش کن مباف این دم از بهر برد
چه در برد ماندی؟ تو خود اطلسی
هوش مصنوعی: ساکت باش و در این لحظه از صحبت کردن خودداری کن، زیرا وقتی که تو سکوت کنی، مانند گل زیبای اطلسی خواهی بود که هنوز در باغ مانده است.