برگردان به زبان ساده
کالی تیشبی آپانسو، ای افندی چلبی
نیمشب بر بام مایی، تا کرمی طلبی
هوش مصنوعی: ای آقا، ما در نیمه شب بر بام نشستهایم و تو به دنبال کرمی هستی. تو مثل کالی تیشبی به نظر میرسد.
گه سیهپوش و عصا، که منم کالویروس
گه عمامه و نیزهٔ که غریبم عربی
هوش مصنوعی: گاهی در حالی که لباس سیاه بر تن دارم و عصا به دست، حس میکنم که مانند کهنهکارانی هستم. و گاهی هم با عمامه و نیزه، احساس میکنم که در میان عربها غریبهام.
هرچه هستی ای امیر، سخت مستی شیرگیر
هر زبان خواهی بگو، خسروا شیرین لبی
هوش مصنوعی: ای امیر، هرچه هستی، به شدت در شادی و خوشی غرقی. هر چیزی که بخواهی بگویی، با زبان شیرین و دلپذیر است.
ارتمی آغاپسو، کایکاپر ترا
نور حقی یا حقی، یا فرشته یا نبی
هوش مصنوعی: ای پروردگار بزرگ، یا حقیقت مطلق، یا فرشته و پیامبر، تو به من نور بخشیدی.
چون غم دل میخورم، رحم بر دل میبرم
کای دل مسکین چرا در چنین تاب و تبی
هوش مصنوعی: زمانی که به غم و اندوه خود فکر میکنم، برای دل خود دلسوزی میکنم که چرا باید اینچنین در عذاب و نگرانی باشد.
دل همیگوید که:« تو از کجا من از کجا
من دلم تو قالبی، رو همیکن قالبی
هوش مصنوعی: دل میگوید: «تو از کجا آمدهای و من از کجا؟ من دلخوشم به تو، پس چهرهات را به من نشان بده.»
پوستها را رنگها، مغزها را ذوقها
پوستها با مغزها کی کند هم مذهبی؟»
هوش مصنوعی: رنگها ظاهری را زیبا میکنند، و سلیقهها عمق و احساس را میسازند. اما آیا تنها ظواهر میتوانند با افکار و
اندیشههای ما همخوانی داشته باشند؟
کالی میرا لییری، پوستن کالاستن
شب شما را روز شد، نیست شبها را شبی
هوش مصنوعی: زیبایی من به قدری روشن و درخشان است که همچون روز، شبها را به روشنی میآورد و دیگر شبها معنای خود را از دست میدهند.
اشکلفیس چلپی، انپا پیسوایلادو
سردهی کن لحظهٔ، زانک شیرین مشربی
هوش مصنوعی: یادی از لحظات شیرین و دلچسبی که با یک فرد خاص گذراندهایم، به ما احساس خوشایندی دست میدهد. این لحظات میتوانند نشاندهندهٔ عمق رابطه و عشق ما به آن فرد باشند.
من خمش کردم، مرا بیزبان تعلیم ده
آنچ ازو لرزد دل مشرقی و مغربی
هوش مصنوعی: من در دل خود سکوت کردهام، حالا به من بیزبان آموزش دهید که چه چیزی باعث لرزش دل شرق و غرب میشود.