برگردان به زبان ساده
به دست هجر تو زارم تو نیز میدانی
طمع به وصل تو دارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری تو در حال رنج کشیدنم و خودت هم میدانی که آرزوی بودن تو را دارم.
چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت
نماند صبر و قرارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو در دل من رسوخ کرد و جای خود را در آن پیدا کرد، دیگر هیچ صبر و آرامشی برایم نماند، و تو هم این را میدانی.
نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم
به درد خستهٔ خارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: گل پنهان شد و بلبل از باغ رفت، من به خاطر دردی که از خارها دارم، در رنج هستم و تو هم این را میدانی.
به ناله باز سپیدم به سان فاخته شد
به کوهسار چو سارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: به صدای نالهام همانند فاختهای برمیخیزم، و در کوهسار مانند پرندهای آزاد در پروازم، تو هم این را میدانی.
انار بودم خندان، بر آن عقیق لبت
کنون چو شعلهٔ نارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: به مانند اناری شاد و خوش رنگ بودم، اما اکنون به خاطر لب عقیق تو، مانند شعلهای از آتش میسوزم. تو هم این را میدانی.
انار عشق تو بودهست شمس تبریزی
که برد بر سر دارم، تو نیز میدانی
هوش مصنوعی: محبت تو برای من همچون اناری است که شمس تبریزی به سرم گذاشته و تو هم این موضوع را میدانی.