برگردان به زبان ساده
خیره چرا گشتهای خواجه مگر عاشقی
کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر عاشقی
هوش مصنوعی: چرا ای خواجه به این حالت افتادهای؟ آیا عاشق شدهای؟ اگر عاشق هستی، باید شجاعت به خرج بدهی و دل را به دست بیاوری.
کاش بدانستیی بر چه در استادهای
کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی
هوش مصنوعی: کاش میدانستی که بر چه نقطهای ایستادهای و از چه زیبایی و عاشقانهای صحبت میکنی.
چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک
چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی
هوش مصنوعی: چشمهی آن خورشید هرگز خواب نمیبیند و آسمان چشمان تو را از روشنایی او پر کرده است، یعنی تو نگاهی تیزبین و عاشقانه داری.
شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر
راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی
هوش مصنوعی: خدای آسمان از این خطر و آشفتگی نگران و نادم شده است. راست بگویم، من از درد دل عاشقی به شدت آسیب دیدهام.
ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا
ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی
هوش مصنوعی: ای گل زیبا، راست بگو که چرا لباس زیبای خود را از تن درآوردی؟ ای ماهی که از عشق لاغر شدهای، به چه سحری دچار شدهای؟
ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشههاست
هر دم کف میکنی بر چه گهر عاشقی
هوش مصنوعی: ای دل مانند دریا، هر لحظه از اندیشههایت به جوش میآیی و گوهری از عشق را به نمایش میگذاری.
آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ
ور تو سپر بفکنی سسته سپر عاشقی
هوش مصنوعی: شخصی که از عشق و محبوبش دلخور شده، به هیچ چیزی که او را آزار دهد توجه نمیکند. اگر تو هم از آن عشق دست بکشی، دل عاشق نیز آسیب خواهد دید.
جملهٔ اجزای خاک، هست چو ما عشقناک
لیک تو ای روح ِپاکْ، نادرهتر عاشقی
هوش مصنوعی: تمام اجزا و عناصر خاک، مانند ما دچار عشق و محبتاند، اما ای روح پاک، تو در میان عاشقان، بینظیرترینی.
ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور
چون هنرت خامشیست بر چه هنر عاشقی
هوش مصنوعی: ای عقل و خرد، اگر میخواهی در این دریا شنا کنی، دیگر سخن مگو و سکوت کن. چون هنر تو در سکوت است، به چه دلیل خود را در عشق نشان میدهی؟