برگردان به زبان ساده
مه طلعتی و شهره قبایی بدیدهای
خوبی و آتشی و بلایی بدیدهای
هوش مصنوعی: تو چهرهای زیبا و مشهور همچون ماه داری، که از جلوهات نیکی و آتش و بلای عشق را دیدهام.
چشمی که مستتر کند از صد هزار می
چشمی لطیفتر ز صبایی بدیدهای
هوش مصنوعی: چشمی که میتواند از تعداد زیادی چشمها پنهان بماند، چشمی نرم و زیبا دارد که مانند زیبایی یک پری است.
دولت شفاست مر همه را وز هوای او
دولت پیش دوان که شفایی بدیدهای
هوش مصنوعی: خوشی و سعادت از جانب او برای همگان است و کسانی که از لطف و حمایت او برخوردار شوند، به خوبی و شفا میرسند. پس، هر کس که این نعمتها را دیده باشد، باید قدردان و در پی جلب نظر او باشد.
سایه هماست فتنه شاهان و این هما
جویای شاه تا که همایی بدیدهای
هوش مصنوعی: سایه همای مشهور، مظهر آشوبهای سلطنتی است و این همای جستجوگر، در پی پادشاهی است که همای دیگری را مشاهده کند.
ای چرخ راست گو که در این گردش آن چنان
خورشیدرو و ماه لقایی بدیدهای
هوش مصنوعی: ای چرخ زمان و روزگار، راست بگو که آیا در این گردش روزگار، به چشم تو چه نورانی و چه زیبا به نظر آمده است؟
ای دل فنا شدی تو در این عشق یا مگر
در عین این فنا تو بقایی بدیدهای
هوش مصنوعی: ای دل، آیا تو در این عشق نابود شدهای یا این که در این نابودی، وجودی برای خود مشاهده کردهای؟
هر گریه خنده جوید و امروز خندهها
با چشم لابه گر که بکایی بدیدهای
هوش مصنوعی: هر گریهای به دنبال خوشحالی و خنده است و امروز خندهها از چشمی میجوشد که از گریه پر است.
جان را وباست هجر تو سوزان آن لطف
مهلکتر از فراق وبایی بدیدهای
هوش مصنوعی: عشق تو باعث میشود که جانم بسوزد و جداییات، با اینکه سخت و دردناک است، در مقایسه با آن لطف و محبت که از دوریات تجربه میکنم، به نظر میرسد که کمتر دردآور باشد.
تو خاک آن جفا شدهای وین گزاف نیست
در زیر این جفا تو وفایی بدیدهای
هوش مصنوعی: شما به خاطر ناملایمات و بیوفاییها، آسیب دیدهاید و این در واقع چیز عجیبی نیست. اما در میان تمام این سختیها، به نوعی وفا و صداقت را دیدهاید.
شاهی شنیدهای چو خداوند شمس دین
تبریز مثل شاه تو جایی بدیدهای
هوش مصنوعی: آیا شاهد حکمروایی هستی که مانند خداوند شمس دین تبریز، به بزرگی و قدرت شاهی تو باشد؟