برگردان به زبان ساده
ای مرغ گیر دام نهانی نهادهای
بر روی دام شعر دخانی نهادهای
هوش مصنوعی: ای پرنده، تو در دام پنهانی گرفتار شدهای و بر روی دام، شعلههای دیوانگی را قرار دادهای.
چندین هزار مرغ بدین فن بکشتهای
پرهای کشته بهر نشانی نهادهای
هوش مصنوعی: تو تعداد زیادی مرغ را با این روش کشتهای و پرهای آنها را به عنوان نشانهای در جایی قرار دادهای.
مرغان پاسبان تو هیهای میزنند
درهای هویشان چه معانی نهادهای
هوش مصنوعی: پرندگان نگهبان تو به صدای بلند ندا میدهند که درهای شهوت و تمایلات خود را چقدر معانی عمیقی نهادهای؟
مرغان تشنه را به خرابات قرب خویش
خمها و بادههای معانی نهادهای
هوش مصنوعی: پرندگانی که تشنهاند، در جایی با فضایی خاص و پررمز و راز، با نوشیدنیها و مفاهیمی عمیق پذیرایی شدهاند.
آن خنب را که ساقی و مستیش بود نبرد
از بهر شب روی که تو دانی نهادهای
هوش مصنوعی: بازی کنانی که در شب به شادی و مستی مشغولند، به خاطر این شب خاص یا دلیل دیگری، نمیتوانند آن حال و هوای خوش را ترک کنند، و تو بهتر از همه این را میدانی.
در صبر و توبه عصمت اسپر سرشتهای
و اندر جفا و خشم سنانی نهادهای
هوش مصنوعی: در صبر و توبه از معصومیت خود محافظت کردهای و در زمان جفا و خشم، خصلتهای تنبیهی را به نمایش گذاشتهای.
بی زحمت سنان و سپر بهر مخلصان
ملکی درون سبع مثانی نهادهای
هوش مصنوعی: بدون زحمت و کار سخت، شمشیر و سپر برای عاشقان خداوند در دل سورههای هفتگانه قرار دادهای.
زیر سواد چشم روان کرده موج نور
و اندر جهان پیر جوانی نهادهای
هوش مصنوعی: زیر پلکهای چشمت، موجی از نور به راه افتاده و در این جهان، زندگی و جوانی به تصویر کشیده شده است.
در سینه کز مخیله تصویر میرود
بی کلک و بیبنان تو بنانی نهادهای
هوش مصنوعی: در قلبی که از خیال پر میشود، هیچ تقلب و فریبکاری وجود ندارد. اما تو به شیوهای خاص بنیاد و پایهای گذاشتهای.
چندین حجاب لحم و عصب بر فراز دل
دل را نفوذ و سیر عیانی نهادهای
هوش مصنوعی: عدهای موانع و پردهها که از گوشت و عصب تشکیل شده، بر روی دل قرار دارد و مانع از نفوذ و درک واقعیات قلبی شده است.
غمزه عجبتر است که چون تیر میپرد
یا ابروی که بهر کمانی نهادهای
هوش مصنوعی: غمزۀ چشم به قدری جالب و خیرهکننده است که مانند تیری پرتاب میشود، یا ابرو که بهعنوان کمان برای آن استفاده شده است.
اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش
در جسمهای همچو اوانی نهادهای
هوش مصنوعی: اخلاقهای گوناگون مانند نوشیدنیهای تلخ و شیرین هستند که در جسمهایی مانند ظرفهایی قرار داده شدهاند.
وین شربت نهان مترشح شد از زبان
سرجوش نطق را به لسانی نهادهای
هوش مصنوعی: این نوشیدنی پنهانی از زبان جوشانی جاری شده است که تو آن را با زبانی بیان کردهای.
هر عین و هر عرض چو دهان بسته غنچهای است
کان را حجاب مهد غوانی نهادهای
هوش مصنوعی: هر چیزی که به چشم دیده میشود یا به صورت جسمی وجود دارد، مانند غنچهای است که دهانش بسته شده و در محیطی خاص پنهان شده است؛ این محیط، نمادی از دنیا و موانع مادی است که بر روی آن واقعیتهای عمیقتر و معنویتر را میپوشاند.
روزی که بشکفانی و آن پرده برکشی
ای جان جان جان که تو جانی نهادهای
هوش مصنوعی: روزی که تو به بالندگی و شکوفایی برسی و پرده را کنار بزنی، ای جان، تو هستی که جان را در وجود خویش قرار دادهای.
دلهای بیقرار ببیند که در فراق
از بهر چه نیاز و کشانی نهادهای
هوش مصنوعی: دلهای بیقرار ببینند که به خاطر چه عطش و اشتیاقی برای جدایی را تحمل کردهای.
خاموش تا بگوید آن جان گفتهها
این چه دراز شعبده خوانی نهادهای
هوش مصنوعی: سکوت کن تا آن روح، ناگفتهها را بگوید. تو چه شعبدهبازی طولانی به نمایش گذاشتهای؟