برگردان به زبان ساده
اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی
چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی
هوش مصنوعی: در آثار روحی و لطیف، جان انسان در چگونگی زندگی و عرضه خود شکسته و نمایان میشود. همانطور که این دنیا به پایان میرسد، دنیای دیگری در حال شکلگیری و تجلی است.
بازار زرگران بین کز نقد زر چه پر شد
گرچه ز زخم تیشه درهم شکست کانی
هوش مصنوعی: بازار طلا و جواهر را ببین که چقدر با طلا پر شده است، هرچند که به خاطر ضربههای تیشه، سنگزاری که از آن طلا به دست میآید، شکسته و خراب شده است.
تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامد
وا شد دهان دل چون بربسته شد دهانی
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو با آرامش خود به مسئلهای فکر نکردی، دل من در سکوت بود. اما وقتی که موضوع به اندیشیدن تو رسید، همه احساسات و رازهایم باز شد، مانند دهانی که بسته بود و حالا باز شده است.
چندین هزار خانه کی گشت از زمانه
تا در دل مهندس نقشش نشد نهانی
هوش مصنوعی: در طول زمان، هزاران خانه ساخته شدهاند، اما هیچکدام از آنها نتوانستهاند به شکلی در دل و وجود یک مهندس به عنوان راز باقی بمانند.
سری است زان نهانتر صد نقش از آن مصور
در خاطر مهندس و اندر دل فلانی
هوش مصنوعی: در ذهن مهندس، تصاویری پنهان از چیزی وجود دارد که عمق بیشتری دارد و در دل فردی دیگر نیز احساساتی نهفته است. این نشاندهندهی پیچیدگی و غنای معنایی است که در وجود انسانها نهفته است.
چون دل صفا پذیرد آن سر جهان بگیرد
وآنگه کسی نمیرد در دور لامکانی
هوش مصنوعی: وقتی دل انسان پاک و صاف شود، میتواند به اوج کمال و فهم عمیق دست یابد. در این حالت، هیچ کس در این عالم بینهایت و غیرمادی از بین نمیرود.
تبریز شمس دین را از لطف لابهای کن
کز باغ بیزمانی در ما نگر زمانی
هوش مصنوعی: از تبریز، شمس دین را با دعای دلخواه خود بخواه تا از باغی که زمان در آن معنا ندارد، چیزی به ما هدیه دهد.