برگردان به زبان ساده
هست اندر غم تو دلشده دانشمندی
همچو نقرهست در آتشکده دانشمندی
هوش مصنوعی: دل من در غم تو، به گونهایست که مانند نقرهای در آتشکده میسوزد و داغ دارد.
بر امید کرم و رحمت بخشایش تو
از ره دور به سر آمده دانشمندی
هوش مصنوعی: من با امید و لطف و رحمت تو، که بخشایشگر هستی، از دور به سر آمدهام و به دانش و آگاهی رسیدهام.
هست ز اوباش خیالات تو اندر ره عشق
خسته و شیفته و ره زده دانشمندی
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره شده که در مسیر عشق، انسان به خاطر خیالات و رفتارهای نابهنجار خود دچار خستگی و دلباختگی میشود، و این احساسات او را از درک و دانش فاصله میاندازد.
چه زیان دارد خوبی تو را دوست اگر
قوت یابد ز چنین مایده دانشمندی
هوش مصنوعی: این زندگی چه ضرری دارد اگر من خوبی تو را دوست داشته باشم و با این احساس، شناخت و آگاهیام بیشتر شود.
با چنین جام جنونی که تو گردان کردی
کی بماند به سر قاعده دانشمندی
هوش مصنوعی: با این حال و هوای دیوانگی که تو به وجود آوردهای، چه کسی میتواند به قواعد و اصول علم و دانش وفادار بماند؟
کی روا دارد انصاف و جوانمردی تو
که به غم کشته شود بیهده دانشمندی
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند انصاف و جوانمردی تو را بپذیرد، در حالی که دانشمندی به خاطر غم و اندوه بیجهت کشته شود؟
کی روا دارد خورشید حق گرمی بخش
که فسرده شود از مجمده دانشمندی
هوش مصنوعی: آیا خورشید حقیقت اجازه میدهد که دانشمندی که سرد و بیروح است، از نور و گرمای او بهرهای ببرد؟
جانب مدرسه عشق کشیدش لطفت
تا ز درس تو برد فایده دانشمندی
هوش مصنوعی: معشوق به قدری محبت و ناز و نوازش دارد که دل را به سمت خود میکشاند و باعث میشود تا انسان از آموختههای علمی خود بهرهبرداری کند و به درک عمیقتری از عشق برسد.
نحس تربیع عناصر بگرفتش رحمی
تا منور شود از منقده دانشمندی
هوش مصنوعی: دوران تلخ و سختی که به دلیل عوامل مختلف بر انسان حاکم است، با دلسوزی و محبت فردی آگاه و دانا روشنایی میگیرد و بهبود مییابد.
بس سخن دارد وز بیم ملال دل تو
لب ببستهست در این معبده دانشمندی
هوش مصنوعی: خیلی چیزها برای گفتن دارد، اما دل تو از ترس اندوه و غم ساکت مانده است در این معبد علم و دانش.