برگردان به زبان ساده
صنما چونک فریبی همه عیار فریبی
صنما چون همه جانی دل هشیار فریبی
هوش مصنوعی: ای محبوب، چون تو فریبندهای، همهکس را به خود میکشی. ای عشق، بهسان جان، دل آگاهان را نیز به بازی میگیری.
سحری چون قمر آیی به خرابات درآیی
بت و بتخانه بسوزی دل و دلدار فریبی
هوش مصنوعی: در سحرگاه، تو مانند ماه زیبا و دلربا وارد مکان نوشیدنی میشوی و با زیبایی خود، بت و معابد را به آتش میکشی و دلها را به خود جلب میکنی.
دل آشفته نگیری خرد خفته نگیری
تو بدان نرگس خفته همه بیدار فریبی
هوش مصنوعی: دل آشفتگی تو را نگیرد و خرد و اندیشهات را به خواب نبرد؛ بدان که نرگسهای خوابیده، همه در واقع بیدار و آماده فریب دادنند.
ز غمت سنگ گدازد رمه با گرگ بسازد
رمه و گرگ و شبان را تو به یک بار فریبی
هوش مصنوعی: از اندوه تو، گله گوسفند با گرگ کنار میآید و هر سه، یعنی گله، گرگ و شبان، در یک لحظه فریب میخورند.
چه کنم جان و بدن را چه کنم قوت تن را
که تو جبار جهانی همه بیمار فریبی
هوش مصنوعی: چه کنم با جان و بدنم؟ چه کنم با قدرت تنم؟ که تو ای زورمند جهانی، همه را به بیماری و فریب مبتلا کردهای.
قمر زنگی شب را تو کنی رومی مه رو
همه کوران سیه را تو به انوار فریبی
هوش مصنوعی: ای قمر زنگی، تو شب را به زیبایی و روشنی خود روشن میکنی و نگاه همهی کسانی که در تاریکی ماندهاند را به جذبه و دلفریبی خود جلب میکنی.
همه را گوش بگیری شنوایی برسانی
همه را چشم گشایی و به دیدار فریبی
هوش مصنوعی: اگر به همه گوش بدهی و شنیدن را به آنها یادآوری کنی، و همچنین اگر به آنها کمک کنی تا چشمهایشان را باز کنند و حقیقت را ببینند، میتوانی آنها را به درک و آگاهی بیشتری برسانی.
تو نه آنی که فریبی ز کسی صرفه بجویی
تو همه لطف و عطایی تو به ایثار فریبی
هوش مصنوعی: تو آن کسی نیستی که با فریب و دورویی از دیگران چیزی بهدست بیاوری. تمام لطف و نیکی تو در بخشش و ایثار نهفته است.
تو صلاح دل و دینی تو در این لطف چنینی
که کمین خار فنا را سوی گلزار فریبی
هوش مصنوعی: تو در این تیرگیها با لطف و محبت خود، نیکی و دیانت را نجات میدهی و با فریب دادن کژیها و زشتیها، به سمت زیبایی و شکوفایی راه میکنی.