برگردان به زبان ساده
بار دیگر ملتی برساختی برساختی
سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی
هوش مصنوعی: دوباره ملتی را ایجاد کردی و به جان عاشقان رسیدگی کردی.
بار دیگر در جهان آتش زدی آتش زدی
تا به هفتم آسمان برتاختی برتاختی
هوش مصنوعی: باز هم در عالم شعلهای افروختی، به قدری که تا آسمان هفتم پیش رفتی.
پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی
گوی را در لامکان انداختی انداختی
هوش مصنوعی: به معنای این جمله میتوان گفت که تو به حدی توانستهای به عمق آسمانها نفوذ کنی که مرزهای فضایی را شکستهای و توانستهای گوهری با ارزش را در جایی نامشخص و فراتر از مکانهای شناخته شده قرار دهی.
سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان
جانها را یک به یک بشناختی بشناختی
هوش مصنوعی: به سمت معشوق روانه شدی و با شوق و محبت، دامن او را به همراه خود کشیدی. تو توانستی جانها را یکی یکی بشناسی و با آنها ارتباط برقرار کنی.
درزدی در طور سینا آتشی نو آتشی
کوه را و سنگ را بگداختی بگداختی
هوش مصنوعی: در کوه طور سینا آتش جدیدی افروخته شد که قدرت سوزاندن کوه و سنگ را داشت و همه چیز را میذوب کرد.
بود در بحر حقایق موجها در موجها
بر سر آن بحر جان میباختی میباختی
هوش مصنوعی: در دنیای حقیقت، اتفاقات و تجربیات پشت سر هم و پیوسته در حال وقوع هستند. تو در وسط این جریان عمیق زندگی و عشق به وجود خود، تلاش میکردی و انرژی و وجودت را فدای این امواج میکردی.
صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت
بهر کشتی بادبان افراختی افراختی
هوش مصنوعی: بعد از اینکه صبر کردی و دریا آرام شد، به خاطر calm شدن دریا، تو هم کشتی را بادبان زدی و آماده حرکت شدی.