برگردان به زبان ساده
گر یار لطیف و باوفایی
ور از دل و جان از آن مایی
هوش مصنوعی: اگر دوستت لطیف و وفادار باشد، پس از دل و جان به او تعلق داریم.
خواهم که در این میان درآیی
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: میخواهم که تو ای ماه، در این میان حاضر شوی و بگویی چه زمانی خواهی آمد.
چون صورت جان لطیف کاری
از حلقه چرا تو برکناری
هوش مصنوعی: چرا از حلقه عشق خود را جدا میکنی وقتی که جان تو به زیبایی و لطافت شگفتی میبخشد؟
وز یارک خود دریغ داری
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: ای ماه، به من بگو کی برمیگردی و از یار خودت دریغ نکن.
برخیز که ما و تو چو جانیم
وز رازک همدگر بدانیم
هوش مصنوعی: برخیز که ما و تو مانند جان یکدیگر هستیم و از راز یکدیگر آگاهیم.
آخر نه من و تو یارکانیم
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: در انتها، نه من و تو همدم هستیم، ای ماه، بگو چه وقتی ظهور خواهی کرد؟
دریاب که بر در خداییم
آخر بنگر که ما کجاییم
هوش مصنوعی: متوجه باش که ما در نزد خداوند قرار داریم؛ پس به خود بیا و نگاه کن که ما در چه موقعیتی هستیم.
تا رقص کنان ز در درآییم
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: بیا تا من و تو در کنار هم به رقص بپردازیم، ای ماه، به من بگو که کی میخواهی به آسمان بیایی؟
ای جان و جهان چرا چنینی
چون یارک خویش را نبینی
هوش مصنوعی: ای جان و جهانی که داری، چرا اینگونه هستی که یار خود را نمیبینی؟
در گوشه روی ترش نشینی
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: در گوشهی این اتاق، تویی ای ماه، که با چهرهای ناخوشایند نشستهای. از تو میپرسم که چه زمانی دوباره به سوی ما خواهی آمد؟
چونی تو و آن دل لطیفت
و آن صورت و قامت ظریفت
هوش مصنوعی: حالت چگونه است و دل نازکتو چگونه است، و صورت و قامت زیبا و ظریفات چطور است؟
خواهم که شوم شبی حریفت
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: میخواهم شبانه به رقیب تو تبدیل شوم، ای ماه، بگو که چه زمانی ظاهر میشوی؟
در جمله عالم الهی
وز دامن ماه تا به ماهی
هوش مصنوعی: عالم الهی گسترده و بیپایان است و از جایی که ماه در آسمان وجود دارد تا عمق دریاها و موجودات درون آن را شامل میشود.
آن شد که تو گویی و بخواهی
ای ماه بگو که کی برآیی
هوش مصنوعی: هر آنچه که تو بگویی و اراده کنی، اتفاق خواهد افتاد. ای ماه، بگو که چه زمانی امیدواریم تو دوباره ظاهر شوی.