برگردان به زبان ساده
چنین باشد چنین گوید منادی
که بیرنجی نبینی هیچ شادی
هوش مصنوعی: اگر از رنج و سختی نگذری، به هیچ وجه شادی را نخواهی دید.
چه مایه رنجها دیدی تو هر روز
تأمل کن از آن روزی که زادی
هوش مصنوعی: به چه اندازه رنجها را تجربه کردی، هر روز کمی فکر کن به آن روزی که به دنیا آمدی.
چه خون از چشم و دلها برگشادهست
که تا تو چشم در عالم گشادی
هوش مصنوعی: چه غمی بر دلها و چشمان ما سنگینی میکند که این همه اشک و اندوه از آنها میریزد، فقط به این خاطر که تو در این جهان حاضر و ناظر هستی.
خداوندا اگر آهن بدیدی
ز اول آن کشاکش کش تو دادی
هوش مصنوعی: پروردگارا، اگر از ابتدا به سرنوشت و چالشهای زندگی نگاه میکردی، تو همانی بودی که در زندگی من حرکت و تلاش را به من بخشیدی.
ز بیم و ترس آهن آب گشتی
گدازیدی نپذرفتی جمادی
هوش مصنوعی: از ترس و وحشت، آهن ذوب شدی و دیگر حالت جامد را نداشتید.
ولیک آن را نهان کردی ز آهن
به هر روز اندک اندک مینهادی
هوش مصنوعی: ولی تو این احساس را به طور پنهانی در دل خود نگه داشتهای و هر روز به آرامی آن را بیشتر در وجودت جا میدهی.
چو آهن گشت آیینه به آخر
بگفتا شکر ای سلطان هادی
هوش مصنوعی: وقتی که آهن به شکل آینه در میآید، در پایان میگوید: سپاسگزارم، ای راهنمای نیک.