برگردان به زبان ساده
راحٌ بِفیها وَ الرَّوحُ فیها
کَم أشتَهیها قُم فَاْسقِنیها
هوش مصنوعی: راهی که در آن زندگی و روح در جریان است، چقدر به آن اشتیاق دارم! بلند شو و به من بنوشان.
این راز یارست این ناز یارست
آواز یارست قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: این عشق و دوستی است که از آن حرف میزنم، این رفتار دلربا و جذاب اوست که میخواهی بشنوی و از آن لذت ببری.
أدرَکتُ ثاری قَبَّلتُ جاری
فَاْزدادَ ناری قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: من انتقامم را به دست آوردم و بار دیگر تو را بوسیدم، پس آتش عشق من بیشتر شد. حال، عیش و نوشی به من بده تا این آتش را خاموش کنم.
لب بوسه بر شد جفت شکر شد
خود تشنهتر شد قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: لبی که بوسه زده شد، همچون شکر شیرین و خوشمزه به نظر میرسد، اما خود شخص بیشتر از قبل تشنه میشود. پس از من بخواه که دوباره این نوشیدنی شیرین را به تو بدهم.
اللهُ واقی وَ السَّعدُ ساقی
نِعمَ التَّلاقی قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: خداوند محافظ من است و خوشبختی من را به ارمغان میآورد؛ بنابراین، بیایید من را سیراب کنید تا از آن لذت ببرم.
هر چند یارم گیرد کنارم
من بیقرارم قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: هرچند که محبوبم در کنارم است، اما من هنوز آرام و قرار ندارم. پس ای می، مرا سیراب کن.
ساقی مُواسی یَسخوا بِکاسی
یَحلِف بِراسی قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: ای ساقی مهربان، با جامی که برایت سوگند یاد کردهام، به من شراب بنوشان.
در گوش من باد خوش مژدهای داد
زان سرو آزاد قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: در گوش من نسیم ملایمی خبر خوشی آورد از آن درخت آزاد؛ پس مرا سیراب کن.
کَأساً اُداری عَقلُ السُّکاری
مِنهُم تَواری قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: مرا نشان و نشانی از سرمستی آنان بده و از آن شراب که عقل را میبرد، من را سیراب کن.
میگفت من خوش وی گفت میچش
ما در کشاکش قم فاسقنیها
هوش مصنوعی: او میگوید من خوشحال هستم و او پاسخ میدهد که من هم خوشحالم. ما در کشاکش و چالشها هستیم، پس مرا سیراب کن.