برگردان به زبان ساده
ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
هوش مصنوعی: ای دوست، اشتباه کردی که با کسی دیگر رفتی و از کار خودت دور شدی و به کار دیگری مشغول شدی.
صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم
ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی
هوش مصنوعی: صد بار به تو بخشیدم و محبت خود را نشان دادی. اکنون دوباره رفتهای، ای کسی که خود را پسندیده میدانی.
صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم
گلزار ندانستی در خار دگر رفتی
هوش مصنوعی: بارها تلاش کردم تا مشکلات و رنجها را از تو دور کنم و فضای شاد و زیبایی خلق کنم، اما تو همچنان متوجه این تلاشها نشدی و به جای دیگر رفتی.
گفتم که توی ماهی با مار چه همراهی
ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی
هوش مصنوعی: با خودم فکر کردم که تو که مثل ماهی هستی، چگونه میتوانی با مار به عنوان رفیق باشی؟ حالا که اینطور شده، به نظر میآید که با ماری دیگر در ارتباط هستی و این قضیه برایت چندان مناسب نیست.
مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه
صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی
هوش مصنوعی: مثل موریانهای که در دست بافنده ی فرصت، تارهای بسیاری را میبرد، تو هم در تار دیگر مشغول رفتن هستی.
گفتی که تو را یارا در غار نمیبینم
آن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی
هوش مصنوعی: تو گفتهای که من را در غار نمیبینی، اما آن یار در همان غار است؛ این تو هستی که در غار دیگری رفتهای.
چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت
بازار مرا دیده بازار دگر رفتی
هوش مصنوعی: وقتی که تو به آن دلیل که سنگت کم نمیشود یا رنگت بد نمیشود، از بازار من دور میشوی، من دیگر بازار دیگری را نمیبینم.