برگردان به زبان ساده
هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف زیباییها و جذابیتهای عشق و دوستی پرداخته شده است. شاعر به این نکته اشاره میکند که در یک رابطه، هم نیاز به همفکری و همفهمی وجود دارد و هم این که خوشبختی و شیرینیهای زندگی مانند شکر در یکدیگر تنیده شدهاند. عشق و دوستی مثل قمر و قمری به هم وابستهاند و این زیباییها میتوانند زندگی را شیرینتر کنند.
هم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجی
هم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف حالاتی پرداخته میشود که همزمان با شادی و خوشبختی، غم و نگرانی هم وجود دارد. به عبارتی دیگر، اشاره میشود که در کنار خوشیها و شبهای خوش، دل مشغولیها و غمها نیز وجود دارند که نشاندهنده تضاد در زندگی است.
هم گل سرخ و سمنی در دل گل طعنه زنی
سوی فلک حمله کنی زهره و مه را ببری
هوش مصنوعی: در دل گل، هم گل سرخ و هم سمن وجود دارد، و تو با طعنه به آسمان میزنی و حتا میتوانی زهره و مه را از بین ببری.
چند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهی
چند گدازید شکر تا تو بدو درنگری
هوش مصنوعی: چند بار ماه در آسمان چرخید تا به خودش برسد و تو به او نگاه کنی؟ چند بار شکر ذوب شد تا تو به او توجه کنی؟
چند جنون کرد خرد در هوس سلسلهای
چند صفت گشت دلم تا تو بر او برگذری
هوش مصنوعی: چندین بار دل من در آرزوی دلبستگیهای مختلف دچار شور و شوق شد، تا زمانی که تو از کنار آن بگذری.
آن قدح شاده بده دم مده و باده بده
هین که خروس سحری مانده شد از ناله گری
هوش مصنوعی: به من یک جام شاداب بده، زود باش و میش بده، چرا که پرنده صبحگاهی (خروس) از صداهای ناله باقی مانده است و وقت بیرحمی برای خود را از دست داده است.
گر به خرابات بتان هر طرفی لاله رخی است
لاله رخا تو ز یکی لاله ستان دگری
هوش مصنوعی: اگر در میکدهها هر سو زیبا رویی پیدا میشود، زیبایی تو در میان آنها از همه بیشتر و منحصر به فردتر است.
هم تو جنون را مددی هم تو جمال خردی
تیر بلا از تو رسد هم تو بلا را سپری
هوش مصنوعی: تو هم کمککننده جنون و دیوانگی هستی، هم زیبایی عقل و خرد. بلا و مصیبت از سوی تو به ما میرسد، اما تو خود سپری در برابر آن بلاها هستی.
چونک صلاح دل و دین مجلس دل را شد امین
مادر دولت بکند دختر جان را پدری
هوش مصنوعی: وقتی که صلاح و خیر در دل و دین به دست جمعی امن و معتبر رسید، مادر نعمتها و برکتها به عنوان سرپرست و پشتیبان، جان را به عنوان فرزند خود پرورش میدهد.