برگردان به زبان ساده
دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
زهی مبارک و زیبا به فال در دیده
هوش مصنوعی: دل من مانند چشم است و تو مانند خیالی در آن. خوشا به حال آن خیال زیبا که در دل من است.
به بوی وصل دو دیده خراب و مست شدهست
چگونه باشد یا رب وصال در دیده
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم امیدوار باشم به وصالی که با بوی محبت چشمهایم خراب و سرگردان شدهاند، ای پروردگار؟
چو دیده بیشه آن شیرمست من باشد
چه زهره دارد گرگ و شکال در دیده
هوش مصنوعی: زمانی که شیرمست در میان جنگل حضور داشته باشد، چه دلیری و جراتی میتواند گرگ و شغال در برابر او داشته باشند؟
دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین
ز فر دولت آن خوش خصال در دیده
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن و نور خداوند بزرگ را ببین. آن خوشاخلاقی که در پرتو نعمت و ثروت نمایان است را در چشمانت مشاهده کن.
چو چتر و سنجق آن رشک صد سلیمان دید
گشاد هدهد جان پر و بال در دیده
هوش مصنوعی: آنچنان که چتر و سنجق، رنگین و زیبا هستند و مزایای خاص خود را دارند، هدهدی که جان و بالش را دارد، با نگاه به آن زیباییها حس嫉嫉 و حسادت میکند.
چو آفتاب جمالش بدیدهها درتافت
چه شعلههاست ز نور جلال در دیده
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی او همچون آفتاب در چشمها تابید، چه شعلههایی از نور و عظمت او در دلها روشن شد.
چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم
عقول هیچ ندارد مجال در دیده
هوش مصنوعی: زمانی که عقل و فکر در جایگاه جسمی خود آرامش پیدا کند، دیگر عقلها هیچ فرصتی برای دیدن و درک حقیقت ندارند.
دو دیده مست شد از جان صدر شمس الدین
چه بادههاست از او مال مال در دیده
هوش مصنوعی: چشمان شیفته و سرمست از روح صدر شمسالدین پر از حالت و سروری است که به واسطه او در نگاهها جلوهگر شده است.