برگردان به زبان ساده
جان آمده در جهان ساده
وز مرکب تن شده پیاده
هوش مصنوعی: روح در این دنیا ساده شده و از قید جسم رهایی یافته است.
سیل آمد و درربود جان را
آن سیل ز بحرها زیاده
هوش مصنوعی: سیل به قدری شدید بود که جان آدمی را به همراه خود برد و این سیل از آبهای دریاها هم بیشتر بود.
جان آب لطیف دیده خود را
در خویش دو چشم را گشاده
هوش مصنوعی: جان خود را به مانند آب زلالی در چشمانت آسان کن و با دل باز به دنیا نگاه کن.
از خود شیرین چنانک شکر
وز خویش بجوش همچو باده
هوش مصنوعی: از خودت شیرینی داشته باش مانند عسل و از وجودت به طراوت و زندگی همچون شراب جوش بزن.
خلقان بنهاده چشم در جان
جان چشم به خویش درنهاده
هوش مصنوعی: آدمیان چشمها را در دل روح خود قرار دادهاند و روح خود را در نگاه خود جای دادهاند.
خود را هم خویش سجده کرده
بیساجد و مسجد و سجاده
هوش مصنوعی: انسان میتواند از هر چیزی که متعلق به خداست، با دل و جان خود پرستش کند، حتی اگر معبد و سجدهگاه و افرادی برای عبادت در اطرافش وجود نداشته باشند. در واقع، خود او به عنوان یک موجود زنده، میتواند به سجده و فروتنی در برابر خداوند بپردازد.
هم بر لب خویش بوسه داده
کای شادی جان و جان شاده
هوش مصنوعی: با بوسهای بر لب خود، شادی و خوشی را به جان میآورم.
هر چیز ز همدگر بزاید
ای جان تو ز هیچ کس نزاده
هوش مصنوعی: هر چیزی از یکدیگر به وجود میآید، اما تو، ای جان، از هیچکس متولد نشدهای.
میراند سوی شهر تبریز
جان چون شتر و بدن قلاده
هوش مصنوعی: جان مثل شتری به سمت شهر تبریز حرکت میکند و بدنش مانند قلادهای آویزان است.