برگردان به زبان ساده
دیدی که چه کرد آن یگانه
برساخت پریر یک بهانه
هوش مصنوعی: دیدی که آن موجود خاص چگونه با ساختن یک بهانه، همه چیز را تحت تأثیر قرار داد؟
ما را و تو را کجا فرستاد
او ماند و دو سه پری خانه
هوش مصنوعی: ما را و تو را کجا فرستاد؟ او که ماند، دو سه پری هم در خانه بود.
ما را بفریفت ما چه باشیم
با آن حرکات ساحرانه
هوش مصنوعی: ما را با حرکات جادویی خود فریب دادی، حالا ما چه کسانی هستیم؟
آن سلسله کو به دست دارد
بربندد گردن زمانه
هوش مصنوعی: کسی که رشته امور را در دست دارد، میتواند سرنوشت زمانه را تغییر دهد و یا بر آن تسلط پیدا کند.
از سنگ برون کشید مکری
شاباش زهی شکر فسانه
هوش مصنوعی: از دل سنگ، چیزی با شکوه و زیبا به وجود آمد که نشاندهندهی مهارت و هنری است که به طرز شایستهای نمایان شده است. این اتفاق باعث شادی و شگفتیست که ارزش و زیبایی آن را دوچندان میکند.
بست او گرهی میان ابرو
گم گشت خرد از این میانه
هوش مصنوعی: او گرهای در میان ابرو دارد که باعث شده عقل و درک از این وضعیت ناپدید شود.
بر درگه او است دل چو مسمار
بردوخته خویش بر ستانه
هوش مصنوعی: دل مانند میخ به درگاه او دوخته شده است و هیچ راه برداشتنی از آن وجود ندارد.
بر مرکب مملکت سوار او است
در دست وی است تازیانه
هوش مصنوعی: او بر اسب حکومت نشسته است و در دستانش وسیلهای برای هدایت و کنترل آن دارد.
گر او کمر کهی بگیرد
که را چو کهی کند کشانه
هوش مصنوعی: اگر او کمربند خود را ببندد، کسی نمیتواند او را بر سر جایش نگهدارد.
خود آن که قاف همچو سیمرغ
کردهست به کویش آشیانه
هوش مصنوعی: آن کسی که مانند سیمرغ به قاف پرواز کرده و در این جا لانه کرده است.
از شرم عقیق درفشانش
درها بگداخت دانه دانه
هوش مصنوعی: از خجالت سنگ عقیق که در تابش نورش میدرخشد، درها به تدریج ذوب میشوند.
بادی که ز عشق او است در تن
ساکن نشود به رازیانه
هوش مصنوعی: نسیم عشق او در وجودم آرام نمیگیرد و مانند علفهرز، نمیتوانم آن را به راحتی مهار کنم.
عشاق مذکرند وین خلق
درماندهاند در مثانه
هوش مصنوعی: عاشقان مردان هستند و این مردم در شرایط سخت و ناامیدی به سر میبرند.
ساقی درده قدح که ماییم
مخمور ز باده شبانه
هوش مصنوعی: ای ساقی، جام را پر کن که ما از شراب شب گذشته مست و شاداب هستیم.
آبی برزن که آتش دل
بر چرخ همیزند زبانه
هوش مصنوعی: آسمان بر این آبادی میتابد و آتش عشق در دل عاشق به شدت شعلهور است.
در دست همیشه مصحفم بود
وز عشق گرفتهام چغانه
هوش مصنوعی: همیشه کتاب مقدس را در دست داشتم و از عشق به درون خودم پر شدهام.
اندر دهنی که بود تسبیح
شعر است و دوبیتی و ترانه
هوش مصنوعی: در سخنانی که از دل بیان میشود، نکات و زیباییهای شعر، دو بیتی و آهنگهای دلانگیز وجود دارد.
بس صومعهها که سیل بربود
چه سیل که بحر بیکرانه
هوش مصنوعی: بسیاری از صومعهها و مکانهای مذهبی توسط سیل نابود شدند، همانطور که دریاهای وسیع و بیپایان قدرت و عظمت خود را نشان میدهند.
هشیار ز من فسانه ناید
مانند رباب بیکمانه
هوش مصنوعی: هشیار باش، زیرا داستانها و افسانهها از من نمیآیند، مانند ربابی که بدون کمان نمیتواند موسیقی دلنشینی بسازد.
مستم کن و برپران چو تیرم
بشنو قصص بنی کنانه
هوش مصنوعی: مرا سرمست و سرزنده کن و همچون تیر به سوی هدف بفرست، داستانهای بنیکنانه را بشنو.
چون مست بود ز باده حق
شهباز شود کمین سمانه
هوش مصنوعی: زمانی که فردی تحت تأثیر نوشیدنی معنوی قرار میگیرد، مانند یک پرنده بلندپرواز، به آرامی و با دقت در کمین اهداف خود قرار میگیرد.
بیخویش گذر کند ز دیوار
بر روی هوا شود روانه
هوش مصنوعی: بیفکری و بیتوجهی باعث میشود که انسان از محدودیتها بگذرد و به آزادی و رهایی دست یابد.
باخویش ز حق شوند و بیخویش
میها بکشند عاشقانه
هوش مصنوعی: افرادی که به حقیقت و خودشان نزدیک شوند، در عین حال به عشق و شوق از لذتهای زندگی بهرهمند میشوند و به فراوانی از می و عشق استفاده میکنند.
دیدم که لبش شراب نوشد
کی دید ز لب می مغانه
هوش مصنوعی: دیدم که لبش شراب مینوشد، آیا کسی از لبهای پر از می مغزها خبر دارد؟
و آن گاه چه می،می خدایی
نه از خنب فلان و یا فلانه
هوش مصنوعی: در آن زمان، چه میکنی؟ شادی و لذت واقعیای وجود ندارد که بخواهد از مسائل و جزئیات بیاهمیت بگذرد.
ماهی ز کنار چرخ درتافت
گم گشت دلم از این میانه
هوش مصنوعی: ماهی از کنار چرخ دور افتاد و گم شد و دلم نیز به همین دلیل در این میان بیتاب و نگران است.
این طرفه که شخص بیدل و جان
چون چنگ همیکند فغانه
هوش مصنوعی: عجیب است که انسانی بیدل و بیجان، همچون چنگ، فریاد میزند و ناله میکند.
مشنو غم عشق را ز هشیار
کو سردلب است و سردچانه
هوش مصنوعی: به سخنان کسی که در عشق غمگین نیست گوش نده، زیرا او قلبی بیاحساس و بیعاطفه دارد.
هرگز دیدی تو یا کسی دید
یخدان ز آتش دهد نشانه
هوش مصنوعی: هرگز ندیدهای یا کسی ندیده که یخدان از آتش نشانهای بدهد.
دم درکش و فضل و فن رها کن
با باز چه فن زند سمانه
هوش مصنوعی: با خروج از لغو و بیهودهگویی، به تواناییها و دانش خود اهمیت بده. در این دنیا، چه فایدهای دارد که با یک پرنده بزرگ، تنها قدرتهایش را تماشا کنیم؟