برگردان به زبان ساده
ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه
کاستیزه همیگیرد او را مگر از لابه
هوش مصنوعی: ای دل، تو بگو که من همچون ماهی هستم که در تابهای سرخ میشود. آیا او میتواند از بین این حرارت و تابه نجات یابد؟
نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین
بیصورت او هستم چون صورت گرمابه
هوش مصنوعی: ای دل، از درد و غم خود بنال و ناله کن، زیرا من مثل یک دستوپای بیچهره و ناتوان هستم، همچون آب گرمابه که بیهویت و بینیاز از زیبایی است.
شد خانه چو زندانم شب خواب نمیدانم
تا او نشود با من همخانه و همخوابه
هوش مصنوعی: شبیه زندان شده خانهام و نمیتوانم بخوابم تا زمانی که او با من همخانه و همتخت نشود.
حسن تو و عشق من در شهر شده شهره
برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه
هوش مصنوعی: زیبایی تو و عشق من در این شهر زبانزد همه شده است، به طوری که هر نوازندهای با ساز و گوشهنشینیاش در این باره مینوازد.
ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه
هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه
هوش مصنوعی: ای کسی که در محبتت غرق شده است، هم صوفی هستید و هم در لباس حقیقت، هم بندهای رنجور و هم صاحبنسب و ارادت.