برگردان به زبان ساده
ای جان تو جانم را از خویش خبر کرده
اندیشه تو هر دم در بنده اثر کرده
هوش مصنوعی: ای محبوب من، جان من از وجود تو آگاه شده است و هر لحظه اندیشه تو بر من تأثیر میگذارد.
ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید
بر بنده همان لحظه آن چیز گذر کرده
هوش مصنوعی: هر چیزی که در ذهن تو به آن فکر کنی، بلافاصله همان چیز برای من هم اتفاق میافتد.
از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم
مکر تو به پنهانی خود کار دگر کرده
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو چنان مرا مشغول کرده است که نفسهایم به شوق تو میخیزد، در حالی که نقشههای تو در خفا، بازی دیگری را رقم زده است.
بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده
عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده
هوش مصنوعی: هر صبح به یاد لبان تو با دلخوشی عشقات را آواز میزنم و زبانم را شیرین میکنم.
از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت
چون ماه نو این جانم خود را چو کمر کرده
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماه زیباست و قامت و کمرت همچون هلال ماه نرم و ملايم است. جان من به خاطر زیباییهای تو به قدری تحت تأثیر قرار گرفته که خود را همچون کمری در برابر زیباییات قرار میدهیم.
خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی
ای چشم تو سوی من از خشم نظر کرده
هوش مصنوعی: من خود را به شکل کمر درآوردهام تا تو به میان بیایی، ای چشمی که به سمت من با نگاه خشمگین زل زدهای.
از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی
تا این دل آواره از خویش سفر کرده
هوش مصنوعی: به علت خشم و غضب، به قلب من نگاهی انداختی و آن را به هم ریختی، تا جایی که این دل بیقرار و آواره از خود بیخبر شده است.