برگردان به زبان ساده
هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو
شبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
هوش مصنوعی: عشق زیبا و جذاب من بارها و بارها مرا از بام پایین کشیده است و من از آنجا به اتاقم برمیگردم و از اتاق به انتهای کوچه میروم.
شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز
گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو
هوش مصنوعی: شب به قدری تاریک و سنگین شده که هر لحظه مرا بیدار میکند، مثل گوش سبویی که به شدت تحت فشار است.
ز هرچه پُر کندم، من سبوی تسلیمم
سبو اسیر سقایست، چون گریزد از او؟
هوش مصنوعی: هر چیزی که به من بدهند، من مانند کوزهای هستم که تنها تسلیم خواستهها و ارادههای دیگران است. این کوزه به خاطر آنکه از آنچه درونش است فرار کند، به دست سقا (آبکش) اسیر میشود.
هزار بار سبو را به سنگ بشکست او
شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو
هوش مصنوعی: او بارها سبو را به سنگ زده و آن را شکسته است، اما خوشحالم که از شوق و ذوق توانسته آن را ترمیم کند.
سبو سپرده بدو گوش با هزاران دل
بدان هوس که خورد غوطه در میانهٔ جو
هوش مصنوعی: گویی که سبو (ظرفی برای نگهداشتن مایعات) به او سپرده شده و صدها دل به خاطر آرزویی خاص مشغولاند که او در میانهٔ جریان آب، غوطهور شده و از شراب مینوشد.